تبلیغات
mehr54.b36@gmail.com صنایع دستی ایران تنظیم کننده مرتضی اسکندرنژاد - معرق چوب و آشنائی باآثارخاتم وخاتم سازی وغیره....

 

باید عرض كنم كه بیش از پانزده هزار ساعت تدریس داشتم و تاكنون بیش از 42 نمایشگاه، كه از این تعداد بیست و پنج نمایشگاه گروهی و پانزده نمایشگاه انفرادی و دو نمایشگاه خارجی و مهمترین آن در كشور یوگسلاوی و در موزه ملی بلگراد كه شاید با بیش از 37000 اثر هنری از هنرمندان مختلف جزء پنج موزه بزرگ دنیا باشد و تنها معرق ایرانی به نام ‹‹ عطار›› كه متعلق به من بوده در آن موزه نگهداری می شود

این مطلب نه به خاطر من بلكه یك افتخار ملی است و متعلق به تمام اساتید، هنرمندان و ملت ایران است و دیگری در دُبی در مكانی به نام دَرارُ النَدوه برگزار شده. این نمایشگاه ها از جنبه اقتصادی چندان جالب نبوده ولی از لحاظ بیننده و جذب مردم بسیار خوب بوده و این در حالی است كه در بعضی از نمایشگاه هایی كه در ایران برگزار كردیم بازدیدكنندگان اصلاً نمی دانستند معرق چیست؟ حتی در خارج از كشور بازدیدكنندگان باورشان نمی شد كه ما اصلاً رنگ در كارمان به كار نمی بریم و هر رنگی كه دیده می شود رنگ طبیعی چوب های مختلفی است كه در معرق بكار گرفته ایم.

یكی از ضعف ها و مشكلات عمده معرق كاران حمایت نشدن است. ما نیازهای روزمره ای داریم كه بسیار تعیین كننده است اگر می بینید كه هنر فرش ماندگار شده است به خاطر این است كه به آن نیاز داشته ایم یعنی منظور از حمایت به این صورت نیست كه حتماً به من پولی بدهند بلكه اگر این هنر به جهانیان شناسانده شود مسایل مادی خودش را حل خواهد كرد.




طبقه بندی: چوب این عنصر بر هم تافته، سوابق كارها، نمایشگاه های برگزار شده و مشكلاتی كه معرق كاران با آن روبرو هستند،
[ شنبه 23 بهمن 1389 ] [ 08:43 ق.ظ ] [ مهرداد اسکندرنژاد ]
[ دوشنبه 2 خرداد 1390 ] [ 07:25 ق.ظ ] [ مهرداد اسکندرنژاد ]
[ دوشنبه 2 خرداد 1390 ] [ 07:24 ق.ظ ] [ مهرداد اسکندرنژاد ]

مثلاً كجای دنیا گره چینی وجود دارد؟ در حقیقت این ها نشان دهنده قدمت مملكت ما هستند در عین حال هنوز از هنر و صنعت فرش ما سوء استفاده های فراوانی در خارج از كشور می شود                        

 به این صورت كه نقشه های اصیل فرش ایرانی را از ایران خارج می كنند و در كشورهایی مثل هند و پاكستان می بافند و به شكلی خیلی زیبا و ظریف به كشورهای غنی و ثروتمند دنیا می فروشند بدون این كه نامی از ایران و ایرانی روی آن باشد، حالا به نظر شما آیا این خیانت به هنر ایران نیست؟ و یا یكی از دلایل عمده شكست فرش ایرانی درعرصه جهانی محسوب نمی شود؟ معرق می تواند یك پدیده بسیار سود ده و ارزآور باشد                        

 به خصوص در مقایسه با فرش. اگر فرشی با قیمت 4 میلیون تومان عرضه می شود 5/1 میلیون تومان هزینه ساخت دارد ولی یك تابلوی معرق 4 میلیون تومانی 200 هزار تومان هزینه ساخت دارد. ما از دولت حمایت همه جانبه می خواهیم ما را طوری حمایت كند كه مردم ایران و جهان معرق را بشناسند مثلاً در برنامه هایـی این هنرها معرفی شوند و یا در لابلای آن همه آگهی تبلیغاتی كه به خورد مردم می دهیم در روز دو یا سه دقیقه و یا چند سطر صرف شناساندن این هنرها كنند. در مجموع با همین نمایشگاه هایی كه تاكنون برگزار شده آن غریب افتادگی و حالت انزوای معرق تا حدی رفع شده و مردم نسبت به آن اندگی شناخت پیدا كرده اند. از سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران و مراكز فرهنگی و هنری آن كه تقریباً از سال 1360 به بعد با برگزاری كلاس های معرق و سازمان فرهنگ و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان صنایع دستی در اعزام هنرمند معرق كار به خارج از كشور و میراث فرهنگی در برگزاری نمایشگاه های سالیانه تقدیر و تشكر می نمایم.




طبقه بندی: چوب این عنصر بر هم تافته، سوابق كارها، نمایشگاه های برگزار شده و مشكلاتی كه معرق كاران با آن روبرو هستند، سوابق كارها، نمایشگاه های برگزار شده و مشكلاتی كه معرق كاران با آن روبرو هستند،
[ یکشنبه 1 خرداد 1390 ] [ 07:30 ق.ظ ] [ مهرداد اسکندرنژاد ]

 




طبقه بندی: رستم وسهراب،
[ شنبه 31 اردیبهشت 1390 ] [ 07:35 ق.ظ ] [ مهرداد اسکندرنژاد ]

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                                                     




طبقه بندی: انواع معزق،
برچسب ها: تفکیک رنگ/تمام چوب/برجسته/زمینه رنگ،
[ شنبه 31 اردیبهشت 1390 ] [ 07:32 ق.ظ ] [ مهرداد اسکندرنژاد ]

هر آنكسی كه درین حلقه نیست زنده به عشق        بـر او نمــرده بـه فـتـوای مـن نمــاز كنـیـد

متولد ۱۳۳۷ هستم وخیلی اتفاقی با این هنر زیبا آشنا شدم شاید به نظر من این زیبا ترین هنری بود که باهمت وبزرگواری استاد ارجمندم آقای صلاح الدین علامه زاده شروع کردم وبعد از ایشان از استادان دیگر آموختم >عشق و محبت ودوستی را که دست یکا یک این عزیزان را میبوسم. یک اتفاق تمام خاطرات دوران کودکی را درمن زنده کرد.                                                 

جمع کردن چوبهای مختلف با رگه های زیبا وصیقل دادن آنها وساخت وسایل مختلف بازگشت ودیدم که چقدر به کار با چوب علاقه مند هستم وزندگی دیگری برای من رقم زده شد ووقتی کار معرق را دیدم فهمیدم که کار ظریف وجالبی است چوب این عنصر بر هم تافته که هر رگه اش حکایت از عمری دراز وداستانهای نهان داردرا میتوان بطور دیگری نگاه کرد وبه همین خاطر شروع به آموختن معرق چوب نمودم ودرکنار آن تا به امروز دنبال سوابق این هنر سنتی وملی وایرانی رفتم تا بدانم قدمت وتاریخ آن به چه زمانی باز میگردد وچه اساتیدی دراین زمینه فعالیت داشتند.امیدوارم این وبلاگ برای علاقه مندان مفید باشد. تلفن:۰۹۳۲۹۰۵۳۹۹۴-۰۹۱۲۴۱۲۷۹۹۲صندوق صوتی:۲۳۲۹۷۱۷-۰۲۲۸




طبقه بندی: چوب این عنصر بر هم تافته،
[ شنبه 31 اردیبهشت 1390 ] [ 04:30 ق.ظ ] [ مهرداد اسکندرنژاد ]
[ جمعه 30 اردیبهشت 1390 ] [ 07:42 ق.ظ ] [ مهرداد اسکندرنژاد ]
معرق کاران برای دل خود بر چوب نقش می‌زنند



مهناز وحیدی- قرار گرفتن چوب‌های رنگارنگ در کنار هم نقش‌هایی را ایجاد می‌کند که هر بیننده‌ای را محو خود می‌کند. وقتی به درختان نگاه می‌کنی گمان نمی‌کنی که رنگ چوب آن‌ها مانند برگ و میوه‌شان با هم فرق کند.

معرق بر روی چوب از هنرهایی است که در آن هنرمند با استفاده از تفاوت رنگ چوب‌ها نقش ماندگار بر صفحه چوبی می‌زند به گونه‌ای که اتحاد چوب‌ها نمایش رنگ‌ها را به منصه ظهور می‌رساند.

معرق چوب، هنر ایجاد طرح‌های زیبا با استفاده از کنار هم قرار دادن چوب‌های رنگی است در این هنر اجزای مختلف طرح یا تصویر اولیه باید چنان با چوب‌های گوناگون جایگزین شود که در نهایت همان تصویر طرح اولیه را برای بیننده تداعی کند.

معرق کاری کاشی در دوره سلجوقیان یعنی از قرن 6 هجری به سمت کمال رفت و متداول شد. در قرن هشتم هجری هنرمنان معرق کار به مراتب از هنرمندان عهد سلجوقی جلو افتادند، دراین قرن موفق شدند بر ظرافت آثار کاشی معرق بیافزایند و لطیف‌ترین و زیباترین اشکال بنایی و هندسی را در مجموعه‌ای از رنگ‌های زیبا و براق که بیشتر در فنون و صنایع شرقی به خصوص ایرانی دیده می‌شود، نمایش دهند.

وجه تشابه معرق کاشی و معرق چوب در شیوه کار آن‌ها است که در هر دو مورد نقش‌ها از ترکیب قطعات رنگی جنس مورد نظر شکل می‌گیرد.

با ورود کمان اره به ایران، معرق چوب توسعه یافت و با گذشت زمان رو به تکامل رفته، به گونه‌ای که امروزه انواع و اقسام معرق‌ها با زمینه‌های مختلف و با رنگ آمیزی متفاوت تولید شده و حتی به خارج از ایران نیز صادر می‌شود.

استاد حسن فردوست از جمله استادان این هنر زیباست که با تحقیق در زمینه کاری خود علاوه بر ابداع روش‌های نوین معرق کاری روی چوب، فعالیت‌های چشمگیری را دراین حوزه انجام داده است.

موفقیت‌های این استاد برجسته بهانه خوبی برای آغاز یک گفتگوی هنری است.

در خصوص سابقه هنر معرق و فعالیت خودتان در رشته معرق چوب توضیح دهید؟
معرق هنری است با قدمت چند هزار ساله که آثار و بقایای این هنر در تخت جمشید به دست آمده است، ولی طبق شواهد موجود این هنر در دوران صفویه به بازارها آمد و جامعه ایرانی با آن آشنا شد.

هنر معرق یکی از رشته‌های پر پیشینه صنایع‌دستی ایران که نسبت به سایر صنایع مانند خاتمو منبت قدمت بیشتری دارد. زادگاه این هنر، هند است و در ابتدا تلفیقی از چوب و فلز بوده است اما بعد از آنکه به ایران راه یافت به کمک ذوق معرق سازان ایرانی به جای یک نوع چوب از چوب‌های مختلف در تولید آن استفاده شد.

من هنر معرق را از کودکی و در کنار پدرم استاد محمد فردوست آموختم و در حال حاضر بیش از 20 سال است که در این رشته هنری فعالیت می‌کنم.

از احساس خودتان نسبت به هنر معرق بگویید؟
معرق یعنی دمیدن روح آدمی در نفس چوب، به این معنی که انسان خود را در چوب پیدا کند و حرفش را به وسیله صدای برش چوب و فکرش را با نقش چوب بیان کند.
به این معنا که حرکت زندگی در امتداد برش چوب‌ها و جمع آوری غم‌ها و شادی‌ها و در کنار هم قرار دادن تمام آن‌ها برای به وجود آمدن یک احساس.

اولین آموزش معرق و به طور تخصصی از چه زمانی و توسط چه کسی در کشور آغاز شد؟
سابقه معرق کاری و آموزش مربوط به آن به سال 1309 می‌رسد که در آ ن سال با تلاش استاد حسین طاهرزاده، گروهی از هنرمندان نام آور هنرهای سنتی از سراسر کشور در تهران گردهم آمدند و مدرسه صنایع مستظرفه را تأسیس کردند.

با توجه به سابقه چندین ساله در رشته معرق کاری، آیا با مشکلاتی مواجه بوده‌‌‌اید؟
مشکلات پیش روی معرق به مرور زمان ایجاد شده و متأسفانه در خصوص این هنر، اصل شایسته سالاری مد نظر قرار نگرفته است.

با توجه به این بی تدبیری‌ها، امروز بسیاری از معرق کاران، درختان و چوب‌ها را نمی‌شناسند و در برخی تابلوهای معرق به دلیل اینکه زنده بودن چوب‌ در نظر گرفته نمی‌شود، تابلوها بی روح بوده و مخاطب را جذب نمی‌کنند.

چگونه معرق کاران بدون شناخت چوب آثاری را خلق می‌کنند؟
با وجود قدمت هنر معرق چوب و ساخت تابلوهای زیاد، تعداد آثار هنری معرق سالمی که در موزه‌ها هستند، انگشت شمارند و اکثر تابلوها ترک خورده هستند این امر به دلیل نبود شناخت معرق کاران از چوب و خواص آن اتفاق می‌افتد.

باید از اتلاف وقت بی مورد و انجام کارهای کوچک و دست و پاگیر خودداری کنیم، رعایت نظم و انظباط را در کارهای خود و جامعه امری اجباری و حتمی بدانیم، آگاهی فنی و تخصصی خود را از طریق مطالعه و مشاهده، حضور و شرکت در دوره‌ها و کلاس‌ها افزایش دهیم .

نقاط قوت و ضعف خود را بشناسیم تا بتوانیم بر قوت و مزیت‌هایی که نسبت به دیگران داریم تکیه کنیم و ضعف‌ها را از بین ببریم.

اولین گام‌ها برای خلق یک اثر معرق چوب چیست؟
ابتدا طرح مورد نظر را که روی کاغذ ترسیم یا چاپ کرده‌اند، بروی صفحات تخته سه لایی می‌چسبانند و سپس تابلو را رنگ بندی می‌کنند.

پس از رنگ بندی و کد گذاری، هر قسمت از طرح را با اره‌های نازک موسوم به اره مویی از طرح‌های اصلی جدا کرده و قطعات حاصله را با میخ‌های کوچک که به میخ سایه معروفند روی چوب‌های رنگی محکم می‌کنیم.

سپس با استفاده از اره مویی نمره دو صفر یا ترجیحاً با تیغه اره تمپو دوربری قطعات قالب از چوب رنگی انجام می‌شود. پس از دوربری میخ‌ها را از سطح چوب رنگی جدا کرده وبعد از برش‌هایی که مطابق طرح اولیه در ان ایجاد می‌کنیم، آن را در محل خود روی تابلو نصب می‌کنیم.

چوب‌های رنگی که بسته به اندازه تابلو انواع متفاوتی دارد کارهای نهایی مثل بریدن خطوط روی آن‌‌‌‌‌‌ها انجام شده، با استفاده از چسب چوب مشکی روی صفحه چوبی که زیر کار نامیده می‌شود در کنار یکدیگر چسبانده می‌شوند.

به چه دلیل از چسب مشکی برای زیر کار آثار معرق استفاده می‌شود؟
علت استفاده از چسب مشکی آن است که پس از پایان مراحل پلی استر کاری، در صورت بالا آمدن چسب‌ از شیارهای بین چوب‌ها، دیده نشود.

مرحله بعد ریختن پلی استر، غالباً مشکی، روی کل تابلو است به صورتی که تمام سطح آن را بپوشاند،بعد از خشک شدن،‌سطح تابلو توسط سمباده برقی ساب زده می‌شود.

در این مرحله که تمامی چوب‌ها،‌صدف‌ها، خاتم‌ها و فلزات به کار رفته از زیر پلی استر بیرون می‌آیند، کار ساب تا رسیدن به نازک‌ترین حد ادامه می‌یابد و نقاطی از تابلو که چوب ندارند نیز با پلی استر پر شده و تمامی نقاط هم سطح می‌شوند، همچنین نقاطی مثل سیاهی چشم و بعضی طرح‌هایی که قبلاً از داخل چوب‌هایرنگی بریده شده و خالی مانده‌آند سیاه رنگ شده و شکل حقیقی خود را پیدا می‌کنند.

در آخرین مرحله برای محافظت از تابلو و همچنین جلا بخشیدن به آن یک لایه نازک پلی استر شفاف روی تابلو می‌پاشند و پس از پلیش این لایه کار تابلو تمام می‌شود.

در چند سال اخیر چه طرح‌هایی بیشتر مورد توجه هرمندان معرق کار بوده است؟
در سالیان اخیر طرح‌های استاد محمود فرشچیان با استقبال گسترده معرق کاران روبرو شده و طرح‌هایی چون ضامن آهو، ضبح اسماعیل، ابراهیم در گلستان، نکویی اهل کرم به دست توانمند هنرمندان این آب و خاک به تابلوهای نفیس و ارزمشند معرق تبدیل شده است.

در سال‌های گذشته معرق با چه هنری پیون نزدیکتری داشته است؟
خوشنویسی از هنرهایی است که در چند سال اخیر به معرق پیوند خورده و حاصل آن تابلو خط‌های زیبایی از آیات متبرکه قرآن و اشعاد شعرای بزرگ است.

همچنین در سال‌های پیش از این شاهد قرابت این رشته با هنر نقاشی،‌منبت،کاشی کاری هم بوده‌ایم که خوشبختانه شناخت کافی از آن‌ها در میان مردم وجود دارد.

و سخن پایانی....
یکی از مشکلاتی که بر سر راه این هنر قرار دارد، نبود استقبال عمومی از ان به دلیل گران بودن تابلوهای اصل و بالا بودن هزینه تمام شده است.

هر تابلو معرق ظریف با صرف ساعت‌ها کار هنرمند و صرف هزینه‌های گوناگون شکل می‌گیرد.

نبود توجه به بازاریابی‌های خارجی از سوی ارگان‌های مسئول و نبود بازار فروش داخلی و همچنین هجوم تابلوهای بدلی که در بخش اعظم آن‌ها به جای چوب از نقاشی استفاده شده، سبب می‌شوند که بیشتر علاقمندان به این هنر فقط برای دل خود کار کنند./



[ پنجشنبه 29 اردیبهشت 1390 ] [ 07:29 ق.ظ ] [ مهرداد اسکندرنژاد ]

 

مقدمه تاریخی

معرق در معنای كلام «اصولاً هر چیز رگه دار را گویند » ولی مفهوم آن در این نوع بخصوص هنر، ایجاد نقش ها و طرح های زیبایی است كه از دوربری و تلفیق چوب های رنگی روی زمینه ای از چوب یا پلی استر سیاه شكل می گیرد.

تاریخ پیدایش این هنر به درستی مشخص نیست؛ ولی از تطبیق آن با هنر كاشی كاری ، بدون شك رابطه این دو هنر را درمی یابیم. برای آشنایی با ریشه ی این هنر ، صحبت از تاریخ تكوین به میان می آید و به عنوان مقدمه می توان از گنبد سرخ مراغه كه در زمان ایلخانیان ساخته شده است، یاد كرد؛ این گنبد نوع بسیار ساده ی كاشی كاری بدین سبك است.

كاشی كاری معرق در دوران مغول نیز به همین منوال بود و تداول آن در عصر صفوی به اوج شكوفایی خود رسید و آثار ارزنده ای در هنر كاشی كاری پدید آمد. این شكوفایی در زمان افاغنه و زندیه رو به افول نهاد. در دوران قاجاریه نیز كاشی كاری معرق، تقلیدی ناقص از آثار گذشتگان بود. تا این دوران نقشهایی كه در كاشی كاری معرق به كار برده می شد نقش های اسلیمی بود. اما با سفر عده ای از هنرمندان به اروپا و گرایش آنان به هنر و فرهنگ اروپایی، تغییرات و دگرگونی های بسیاری در نقشهای كاشی كاری به عمل آمد و از آن پس طرح انسان و دیگر اشكال مانند اسلحه جنگی در هنر كاشی كاری دوران قاجاریه نمایان شد .

از آن دوران تا به امروز، این هنر، چونان گذشته رونق نداشته است و تنها عده ی كمی از هنرمندان در زنده نگهداشتن آن كوشا بوده اند.

وجه تشابه كاشی كاری معرق با معرق كاری روی چوب در شیوه ی عمل است كه در هر دو ،  نقش ها از تركیب قطعات رنگی جنس مورد نظر شكل می گیرد.

یكی از نمونه های قدیمی موجود آمیزه ی این دو هنر، دری قدیمی و بزرگ، متعلق به عصر قاجاریه است كه در ضلع شمال غربی محوطه وزارت آموزش و پرورش فعلی قرار دارد. ارتفاع این ساختمان در حدود چهار و نیم متر و عرض آن سه متر است و سردری نیم دایره در بالای آن قرار گرفته است. هر طرف این در به سه قسمت مربع شكل تقسیم شده است:

مربع بالایی آن شیشه و دو مربع پایینی  چوب برجسته و مسطحی است كه نقشهای اسلیمی معرق كاری شده در این قسمت جای گرفته است.

سابقه ی معرق كاری و آموزش آن در اداره كل هنرهای سنتی به سال 1309 ه . ش برمی گردد. در آن سال به پایمردی استاد حسین طاهرزاده بهزاد ، گروهی از هنرمندان نام آور هنرهای سنتی از سراسر كشور در تهران گرد هم آمده و مدرسه صنایع مستظرفه را بنیاد گذاشتند. این مؤسسه از دیرباز تا به امروز با عنوان های گوناگونی مانند: مدرسه صنایع قدیمه و هنرستان هنرهای ملی، اداره هنرهای ملی و مدتی نیز به عنوان یكی از واحدهای اداره كل آفرینش هنری و ادبی در وزارت فرهنگ و هنر سابق، در تعالی و تكامل هنرهای سنتی سهم بسزایی داشته است. این اداره كل در سال 1346 به اداره ی كارگاه های هنری تغییر نام داد و سرانجام در سال 1357 به عنوان یكی از واحدهای دفتر پژوهش و آفرینش به حیات خود ادامه داد . پس از پیروزی انقلاب، اداره ی مذكور به اداره ی كارگاه های هنری تغییر نام یافت و فعالیت های خود را در اداره ی كل هنرهای سنتی دنبال كرد. تا این زمان هنرجویان آن را منحصراً افراد علاقه مندی تشكیل می دادند كه  طی فراگیری به استخدام رسمی درمی آمدند.

از سال 1360 به استناد موافقتنامه معاونت فرهنگی وقت، واحد آموزش مستقلی برای تعلیم هنرهای سنتی آغاز به كاركرد و سرانجام در سال 1362 تأسیس رسمی اداره آموزش این اداره كل، برای عموم مشتاقان به فراگیری هنرهای سنتی، سرآغاز نوینی بر تداوم این هنرها شد و در كنارآن كارگاه منبت و معرق به سرپرستی استاد سید كمال میرطیبی همچنان به فعالیت های هنری خود ادامه داد.

در طی سالیان، معرق همپای حركت زمان پیشرفت كرد و تحولات و نوآوری های مختلفی در آن پدیدار شد. برای آشنایی با مسیر حركت این هنر، باید به اولین كارگاه منبت و معرق اشاره كرد كه در سال 1310 تحت سرپرستی استاد احمد امامی، تأسیس شد باید اشاره كرد و همچنین از اساتید متقدمی چون پرویز زابلی، عباس شهمیرزادی ، علی و خلیل امامی ، و احمد رعنا یاد كرد. ابتدا اهم فعالیت آن كارگاه، منبت كاری بود و به تدریج در كنار آن هنر معرق نیز پای گرفت.

این هنر در آغاز برای تزئین سطح میز، بوفه، در و تكیه گاه صندلی به كار برده می شد، و تنها نقش های اسلیمی یا گره یا پنج رنگ محدود چوب های آبنوس، فوفل ، گلابی، سنجد و توت مورد استفاده قرار می گرفت و گاه برای تنوع، از برش های خاتم برای اشباع نقش ها استفاده می كردند. رنگ خاتم ها به همان پنج رنگ فوق الذكر محدود بود و به خاتم چوبی شهرت داشت.

در آن ایام، شیوه معرق كاری در مقایسه با روش امروزی بسیار متفاوت بود و بیشتر به روش معرق هندی اجرا می شد. بدین طریق كه هنرمندان ابتدا به وسیله  كارد مخصوص منبت، محل قرار گرفتن نقش ها را روی شیء مورد نظر مطابق طرح می كندند و سپس نقش ها را از چوب های رنگی به وسیله ی مته ای كه اختصاص به تعمیر چینی داشت و سوهان های مخصوص و ارّه ای به نام چكی، دوربُری می كردند و در محل مقرر قرار می دادند.

نخستین تاریخی كه در مورد اشباع نقش های كنده شده به وسیله چوب های رنگی موجود است تابلویی مربوط به سال 1313 با نقش دوسوار كار است كه به وسیله احمد رعنا ساخته شده و متعاقب آن تابلوی دیگری مربوط به سال 1314 با نقش یك زن است كه توسط عباس شهمیرزادی اجرا شده است. هم اكنون دو تابلوی مذكور در نمایشگاه اداره كل هنرهای سنتی نگهداری می شوند.

عباس شهمیرزادی هنگام اجرای تابلوی بعدی خود ، به جای كندن سطح چوب به فكر ایجاد زمینه در اطراف نقش ها افتاد و از كنار هم قرار دادن قطعات چوب زمینه ای در اطراف نقش ها به وجود آورد. این تابلو، با مقطع بیضی، نشانگر نقش دو زن بود .

نخستین نمونه های موجود این روش، دو تابلوی مربوط به سالهای 1317 و 1319 است كه نقش پیكار دو سوار با یك شیر را نشان می دهد. این تابلوها مربوط به امتحان كلاس معرق «علی و خلیل امامی» است و هم اكنون در موزه هنرهای ملی نگهداری می شوند.

به دنبال این دگرگونی ها، در سال 1316 احمد رعنا با اثر ابداعی خود به نام شكارگاه، معرق را از حالت مسطح خارج كرد و به صورت نیم برجسته مطرح نمود كه همین شیوه تا امروز با نام منبت معرق متداول است. زمینه ی فكری این نوآوری از نقش های منبت كاری شده ی درهای كاخ مرمر شكل گرفت.

تا سال 1334 اجرای معرق با همان پنج رنگ محدود، متداول بود تا این كه محمد طاهر امامی كه در پی تنوع رنگ بیشتری در معرق بود ، در اندیشه ی به كارگیری مواد شیمیایی رنگی شد و جهت آزمون، نقش هایی روی یك راكت تنیس روی میز با استفاده از مواد یاد شده به وجود آورد. بدین منوال در پی شناسایی گوناگونی ِ رنگ، انواع چوب های صنعتی شناخته شد. ( این پی گیری همچنان ادامه دارد. )

در سال 1335، تعدادی پاراوان و بوفه ی معرق كاری شده از طرف دولت چین به دولت ایران اهدا شد كه هنگام حمل، تعدادی از آنها خسارت دید! مرمت بعضی از آنها با زمینه سیاه به محمد غفوری محول شد . وی با تهیه ماده سیاهی تركیب یافته از جوهر نیكروزین، پارافین و لاك الكل، قسمت های آسیب دیده را ترمیم كرد. لازم به توضیح است كه تا قبل از شناخته شدن جوهر نیكروزین برای سیاه كردن زمینه اشیای چوبی، صفحات موسیقی را می كوبیدند و سپس در الكل حل كرده و مقداری پارافین به آن اضافه می كردند و ماده سیاه به دست آمده را به وسیله پنبه بر روی شیء مورد نظر منتقل می كردند.

این گونه آزمون های پیاپی موجب پیدایش اندیشه نوینی در هنر معرق شد و بدین سان در سال های 36 یا 37 یك پاراوان كوچك با نقش گل و مرغ  توسط عزیزالله ویزایی با زمینه سیاه كه به شیوه ی  معرق های چینی بود ساخته شد و بدین ترتیب این سبك معرق در میان انواع آن جای گرفت.

در ادامه این تحولات در سال 1344 محمد طاهر امامی تابلویی با عنوان مرغ و آشیانه به وجود آورد كه مرغ تماماً از جنس صدف تهیه شده و كاملاً برجسته است و تنها به وسیله یكی از بالهایش به زمینه ی تابلو متصل شده است. وی با اجرای این تابلو به معرق تمام برجسته دست یافت.

در میان آثار معرق روی چوب كه تاكنون به وجود آمده ، «معرق خاتم»  چنانكه از نامش برمی آید، تركیبی از دو هنر بیان شده است كه مقام ویژه ی خود را از دیر باز حفظ كرده است. از بدو پیدایش كارگاه منبت و معرق، نوع ساده ی  معرق خاتم در میان شمسه ی نقش های گره با همان پنج رنگ طبیعی محدود اولیه به كار گرفته می شد.   

در سال 1337 در كارگاه خاتم سازی ، میز تحریری با نقش سیمرغ و اژدها، به سرپرستی شادروان علی نعمت تهیه شد و برای نقش های مذكور از برش های خاتم با رنگهای متنوع استفاده كردند كه همه به شیوه ی معرق، دُوربری و جاسازی شده بود. این تجربه ، انگیزه ی خلق تابلویی با طرح یك طوطی از خاتم های رنگی شد كه در سال 1342 توسط عزیزالله ویزایی، خارج از محیط كارگاه ها به مرحله اجرا در آمد و در سال 1349 اكبر سریری نخستین هنرمندی بود كه از این شیوه جهت ایجاد نقش یك پرنده بر روی تابلو استفاده كرد و بدین ترتیب این سبك معرق با نام «معرق خاتم» متداول شد.

در ادامه این دگرگونی ها در سال 1349 تابلویی به سبك امپرسیونیسم از طبیعت یك روستا كه توسط رضا شهابی  (یكی از شاگردان كمال الملك) نقاشی شده بود، به وسیله ی محمد طاهر امامی با رعایت اصول سبك یاد شده به صورت معرق ساخته شد.

از آن پس تا به امروز، شاهد تحولاتی چند در هنر معرق بوده ایم كه  این تحولات عبارتند از :

- نمایش بُعد از طریق فضاسازی ، كه تحولی در تركیب بندی های سطح گذاشته است.

- استفاده از فلزات و سنگ (تابلو گلدان گل و زنان عشایر)

- نمایش نقش در دو سطح 

- نشان دادن عمق با استفاده از پلی استر

|

شاید بتوان تاریخ شروع منبت کاری، به معنای کنده کاری روی چوب را زمانی دانست، که انسان نخستین بار با ابزاری برنده چوب را تراشیده است. ولی مدار معتبری از پیشینیان این هنر، در دست نداریم. زیرا عمر چوب کوتاه است و به مرور زمان از بین می رود. اما در کشور ما، آثاری از منبت کاری های نسبتاً قدیمی بر روی درب مقابر ائمه اطهار، امام زاده ها (ع) و منبرها به جای مانده است، که حدود 900 تا 100 سال قدمت دارند. اکنون قدمی ترین درب چوبی منبت کاری شده در موزه اکبر آباد هندوستان نگهداری می شود، که متعلق به کاخ سلطان محمود غزنوی بوده است.

در ایران نیز، چند درب چوبی متعلق به قرون چهارم و پنجم هجری موجود است. کنده کاری این درب ها به صورت شاخ و برگ و کتیبه های مختلف ، با آیه های قرآنی است (در اصفهان و قزوین). یکی از زیباترین آثار منبت کاری ایران، رحلی است که در موزه متروپولتین نیویورک نگهداری می شود که علاوه بر تزئینات شاخ و برگ به سبک ساسانی ، نام 12 تن از ائمه معصومین (ع) بر روی آن دیده می شود. در عصر حاضر نیز، هنر صنعت منبت ، در گوشه و کنار ایران و استان همدان رواج دارد.
در استان همدان، برای منبت کاری ، معمولاً از چوب های آبنوس ، شمشاد و گردو استفاده می کنند. ولی چوب های گردو و آبنوس ، چون محکم تر و چرب تر هستند ، دوام بیشتری دارند. ولی در ایران و خصوصاً استان همدان، به خاطر فراوانی چوب گردو، اکثراً از این نوع چوب استفاده می کنند.

تولید انواع صنایع دستی چوبی مانند: خراطی ، ظریف کاری ، منبت کاری ، از دیرباز در مناطق شهری تویسرکان ، ملایر و سرکان رواج داشته است. در سالهای اخیر علاوه بر شهرهای مذکور در روستاهای جیجانکوه و اشترمل ، از توابع تویسرکان و روستاهای دهنو، آورزمان، حسین آباد شاملو و بخش جوکار از توابع ملایر نیز، به تولید این صنعت می پردازند.
شایان ذکر است، که در روستاهای جیجانکوه و اشترمل تعداد کثیری از اهالی  به  تولید  مصنوعات منبت  اشتغال دارند ، تا جایی که به یکی از مراکز مهم این صنعت، از لحاظ کمی و کیفی مبدل شده اند. نوع تولیدات منبت استان معمولاً شامل : تخت خواب، پا تختی، انواع میز توالت، میزگرد، میز عسلی، میز غذا خوری ، مبل، انواع کمد بوفه، ویترین ، کنسول و غیره می باشند.

 




طبقه بندی: تاریخچه هنر معرق،
[ پنجشنبه 18 فروردین 1390 ] [ 07:46 ق.ظ ] [ مهرداد اسکندرنژاد ]
[ پنجشنبه 18 فروردین 1390 ] [ 07:30 ق.ظ ] [ مهرداد اسکندرنژاد ]
تعداد کل صفحات : 22 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

  • جستوجوی فایل
  • قالب میهن بلاگ
  • ضایعات