تبلیغات
mehr54.b36@gmail.com صنایع دستی ایران تنظیم کننده مرتضی اسکندرنژاد - مخمل بافی
مخمل بافی؛ وزنه فراموش شده نساجی سنتی ایران زمین



دیگر صدایی از کارگاه‌های سنتی پارچه بیرون نمی آید.دیگر نه آوایی،نه حرکتی و نه حتی دل خوشی برای هنرمندان این رشته باقی مانده است. بیشتر آنها مرز 60 سالگی را رد کرده اند و به گفته خودشان چشم به درگاه خدا دوخته اند. این دست‌ها امروزی نیست ولی مدت‌هاست که سنگ برداشته و محکم بر سینه می‌کوبد تا بلکه فریادرسی پیدا شود و اصالت عشق زنده بماند، اصالتی که هیچ‌جای دنیا هنوز نتوانسته آن را رج بزند و بی‌هویتش کند. در این گزارش قرار است از هنر مخمل بافی در ایران بنویسیم .

تاریخچه و الفبای نساجی

مخمل بافی ایران از دهه 30 با تاسیس کارخانه ماشینی مخمل و حریر در کاشان و گرایش استادکاران نساجی سنتی برای زندگی بهتر به این کارخانه، رو به زوال رفت تا آن جا که اکنون تنها یک کارگاه مخمل بافی در سراسر کشور آن هم زیر نظر پژوهشکده هنرهای سنتی سازمان میراث فرهنگی وگردشگری وجود دارد.

مخمل ایران که زمانی لباس های فاخر شاهانه با آن تهیه می شد و در عصر صفوی که با اوج نساجی سنتی ایران همراه بود، زیور درگاه و تحفه ایران برای کشورهای دیگر به شمار می آمد، اکنون به گونه ای منسوخ شده است که ظرافت این پارچه از یاد استادان این فن رفته است.

مخمل نوعی جامه نخی یا ابریشمی پرزدار است که آغاز پیدایش آن به قرون اولیه اسلامی نسبت داده می شود. در دوران آل بویه و سلجوقی پس از رکود و افت زری بافی، بافندگان کاشانی برای تجلید کتاب آسمانی قرآن درصدد برآمدند تا پارچه ای با ارزش و در خور این کتاب آسمانی تولید کنند تا به وسیله آن، قرآن را محفوظ دارند که مخمل حاصل تلاش آن دوره بود.

در زمان صفویه، مخمل در کنار دیگر صنایع نساجی بیش از گذشته، شکوفا شد و در نوع بافت، نقش و رنگ پیشرفت های شگرفی داشت. در این دوره با گسترش مخمل بافی، کاربرد فروانی برای آن، مانند لباس عروس، رو تختی، سجاده، عبا و... تعریف شده بود. در همین دوره مخمل های منقوش با ارزش و گران بهایی تولید می شد که بیشتر آن ها به عنوان هدیه برای پادشاهان دیگر کشورها، فرستاده می شدند.

اگرچه در دوره قاجار به دلیل استقبال ایرانی ها از پارچه های ماشینی خارجی از میزان تقاضای پارچه های ایرانی کاسته شد و کارگاه های پارچه بافی رونق خود را از دست دادند، ولی کارگاه های مخمل، زری، ترمه و شال هم چنان در شهرهایی، مانند کاشان، یزد و کرمان فعال بودند.

در دوره پهلوی که کارخانه های ماشینی پارچه بافی در کشور تاسیس شدند، دیگر از کارگاه های سنتی پارچه نشانی نبود و مخمل نیز به سرنوشت دیگر پارچه های سنتی ایران دچار شد و به اسارت ماشین و دستگاه های اتوماتیک درآمد.

اگرچه در دوره پهلوی اول که استاد محمد خان نقشبند کارگاه‌های زری و مخمل را باردیگر احیا کرد؛ اما اکنون به جرات می توان گفت که از مخمل بافی سنتی ایران تنها یک کارگاه و یک استاد برجای مانده است.


تنها استاد مخمل باف و دیگر هیچ

سید خلیل یاالله، تنها بازمانده مخمل بافی سنتی ایران است که پس از کار با دستگاه سنتی و30 سال فعالیت در کارخانه ماشینی مخمل بافی کاشان، بار دیگر در دوران بازنشستگی به کار گذشته و پیشینیانش باز گشته است؛ اما این بار در پژوهشکده هنرهای سنتی مخمل را می بافد.

یاالله از هفت سالگی کار روی دستگاه مخمل بافی را آغاز کرد و در 15 سالگی درجه استادی این رشته را بدست آورد.

به گفته او سازمان میراث فرهنگی و گردشگری پس از بازنشستگی بار دیگر به سراغش آمد تا بافت مخمل را به صورت سنتی روی دستگاهی که خود ساخته بود، این بار در پژوهشکده هنرهای سنتی سازمان ادامه دهد.

او که تاکنون سه شاگرد را آموزش داده است بار دیگر در کارگاه پژوهشکده هنرهای سنتی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری توانسته مخمل گل برجسته را که سال ها بافت آن به فراموشی سپرده شده بود، تولید کند.

یاالله معتقد است: ابزار و زمینه تولید مخمل سنتی در کشور وجود ندارد و حفظ و احیای این رشته به حمایت بیشتری نیاز دارد.

آموزش سریع برای رشته های در حال منسوخ

آزاده یاسمن نبی زاده ـ طراح لباس و پارچه های سنتی ـ تاکنون روی کاربرد انواع پارچه های سنتی که در گذشته بافته می شد، بررسی هایی را انجام داده است درباره مخمل می گوید: برای استفاده ی مخمل در لباس امروز نمونه ای را به تنها استاد مخمل باف کشور که اکنون در پژوهشکده هنرهای سنتی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کار می کند، ارایه کردیم؛ اما این مخمل چنان ظرافتی داشت که حتی استاد آن را کار ماشین می دانست.

وی مخمل را وزنه بزرگ نساجی سنتی ایران که فراموش شده است، می داند و اظهار می کند: نساجی سنتی ایران تنوع بسیاری دارد که در این زمان طولانی برخی از آنها از یاد رفته اند. اکنون زمان بسیار محدود است وباید سریعتر آموزش در این رشته ها آغاز شود.

البته نبی زاده معتقد است: درحال حاضر به دلیل بهای هم ارزشی که برای این هنرها پرداخت نمی شود، کسی به فرا گیری نساجی سنتی ایران علاقه نشان نمی دهد و اگر دوره‌های آموزشی را بگذرانند با پنجاه شصت هزار تومانی که در هر ماه دریافت می کنند، شغل دیگری را انتخاب خواهند کرد.


سازمان میراث فرهنگی و تنها مخمل باف حال حاضر

علی خطیب شهیدی ـ سرمایه گذاری که در بخش احیای نساجی سنتی پیشینه ای دارد و در زمینه کاربرد مخمل در پوشاک امروز بررسی هایی انجام داده و با تنها بازمانده مخمل بافی نیز برای احیای این رشته دیدار و مذاکراتی داشته است، می گوید: چهار پارچه مخمل قدیمی و نفیس را به مخمل باف های حاضر نشان دادیم؛ اما حتی بر دست بافت بودن آن صحه نگذاشتند، چون مخملی که اکنون بافته می شود بسیار ضخیم تر از آنچه در گذشته وجود داشت، است.

او ابراز امیدواری کرد که پژوهشکده هنرهای سنتی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری سعی کند در کارگاه های نساجی سنتی که دارد، آثار را با بهترین کیفیت تولید کند.

خطیب شهیدی درباره این که برای احیای مخمل بافی سنتی و کاربرد آن در پوشاک امروز، مانند زری و شعر برنامه ای دارد، می گوید: با توجه به قواعد خاص سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و این که در این حوزه بخش خصوصی وجود ندارد، با این سرعت نمی توان کاری انجام داد.

اصل 44 قانون اساسی

محمد حسین دهقانی ـ معاون هنرهای سنتی و صنایع دستی اداره میراث فرهنگی و گردشگری کاشان ـ درباره حمایت از بخش خصوصی که به سرمایه گذاری در احیای هنرهای سنتی تمایل دارند؛ اما در امور اداری با موانعی مواجه می شوند، می گوید: این مشکل کلان کشور است. در سازمان میرا ث فرهنگی و گردشگری نیز این مسایل مطرح است و باید برنامه ای اصولی برای ارایه تسهیلات حمایتی تعیین و از سوی سازمان لحاظ شود تا تمایل به سرمایه گذاری در این بخش افزایش یابد.

او یادآور می شود: سازمان میراث فرهنگی و گردشگری متولی صنایع دستی است و مسؤولان آن حتما برنامه ریزی می کنند تا اصولی مانند اصل 44 قانون اساسی در صنایع دستی نیز اجرا شود و بسیاری از امور در اختیار بخش خصوصی قرار بگیرد.

دهقانی با تاکید بر این که بخش خصوصی برای احیای هنرهای سنتی کشور به حمایت بیشتری نیاز دارد، درباره اقدامات این اداره به منظور احیای نساجی سنتی که خاستگاه آن در کاشان است، می گوید: این اداره در مجموعه سازمان میراث فرهنگی و گردشگری قرار دارد و تابع برنامه های آن است؛ اما به دلیل کمبود اعتبارات و حجم گسترده برنامه ها خیلی نمی توانیم به احیای این رشته ها بپردازیم.

پایان گزارش و آغاز راه

به هر حال اگر قرار است به میراث معنوی و فرهنگی پدرانمان توجه کنیم چند اصل باید سرلوحه برنامه ریزی کلان قرار بگیرد.اول اینکه خارج از مرزها ،ایران را با میراث و فرهنگ کهن آن می شناسند؛نه صنعت ماشین و فوتبال.پس واجب است برنامه ای شایسته این فرهنگ طراحی شود .بیشتر هنرمندان هنر پارچه بافی سنتی وصنایع دستی ،چیزی به پایان عمرشان باقی نمانده است و حتی بسیاری از رشته ها فقط مختص به یک و دو نفر شده و کمتر جوانی به سراغ این رشته ها رفته است؛پس سازمان های مانند آموزش و پرورش،میراث فرهنگی ،شهرداری ،وزارت کار و صدا و سیما بهتر است تا دیر نشده است چاره ای بیندیشند و هر یک به سهم خود گامی بردارند.

می توان به جای دادن هدایایی تقلبی و دسته چندم از صنایع دستی استفاده کرد،می توان در این هنر تغییر کابری داد، می توان تاجران بین المللی را به سرمایه گذاری در این هنر تشویق کرد.به هر حال می توان زیاد کار کرد؛می توان دل سوخت بر هنر پدارنمان.می توان...


این گزارش به نقل از خبر گزاری میراث آریا و توسط آمن خادمی تهیه شده است


تاریخ : سه شنبه 1 شهریور 1390 | 01:29 ب.ظ | نویسنده : مرتضی اسکندرنژاد | نظرات

  • جستوجوی فایل
  • قالب میهن بلاگ
  • ضایعات