تبلیغات
mehr54.b36@gmail.com صنایع دستی ایران تنظیم کننده مرتضی اسکندرنژاد - تاریخچه مرکز صنایع دستی

تاریخچه مرکز صنایع دستی

هنرهای دستی و سنتی ما که سابقه ­ای طولانی را پشت سر گذاشته و تکیه بر هزاره­ها و سده­ها داشته است به لحاظ رویدادهایی که بازگو کردن آن را مجال نیست، می­رفت تا مختصر رشته­ های پیوند را با گذشته دور و درازش به کلی گسسته و به نابودی گراید. سال 2523 شاهنشاهی بود که آن میراث از دست رفته و یا بهتر بگویم مختصر نیمه جان که صنایع دستی­اش می­خواندند توجه اداره کنندگان کشور را به سوی خود جلب کرد و درست بخاطر دارم که یکی از روزهای اردیبهشت ماه سال 2523 حسنعلی منصور نخست وزیر وقت که خود در هیأت مؤسسین انجمن فرهنگ ایران باستان خدمتی فرهنگی را به دوش می­کشید خواست تا به نحوی صنایع دستی کشور را از نابودی نجات دهد که علاوه بر بازدهی­ های مادی و معنوی صنایع دستی و امرار معاشی که روستانشینان ما از این راه می­کردند، تقویت این رشته از صنایع عامل مؤثری بود از مهاجرت روستانشینان به شهرها که خود مشکل بزرگی را تدارک می­دید. در آغاز، انجام کارهای هنر دستی و اصیل در محیطی که سراسر سخن از کارخانه و صنایع سنگین می­رفت قدری ناآشنا و نامأنوس به نظر می­رسید ولی با پشتیبانی وزیر وقت دیری نپائید که فضائی مناسب به دست آمد و می­بایست برنامه­ریزی­هایی که ضرورت آن احساس می­شد، انجام گیرد. برای این منظور در دست داشتن آمار و اطلاعات لازم از طریق سازمان­هایی که در آن زمان فعالیت­هایی در زمینه صنایع ستی داشتند اجتناب­ناپذیر می­نمود، از این رو با وزارتخانه­های فرهنگ و هنر، کشاورزی، آموزش و پرورش، سازمان جلب سیاحان تماس حاصل شد ولی متأسفانه از هیچیک از این سازمان­ها آمار و ارقام کاملی که زیربنای برنامه­های گسترده­ای را تشکیل دهد، به دست نیامد. با این وجود از لابلای گزارش­ها و یا مصاحبه­هایی که صورت گرفت اطلاعات اولیه که می­توانست رهگشائی ولو هر قدر ناقص برای هدف بزرگی که در پیش بوده باشد، به دست آمد و گزارش تحقیقی و دقیقی که به وسیله کارشناسان سازمان برنامه و وزارت اقتصاد در آغاز کار درباره دست بافان یزد انجام شد، کمک مؤثری را در تحقق بخشیدن هدف موردنظر کرد. الف) هدف­ها از ایجاد سازمان صنایع دستی کشور 1ـ صیانت صنایع دستی کشور اعم از کارگاهی، خانگی، روستایی و بهبود وضع و توسعه آنها 2ـ بالا بردن درآمد و رفاه و آسایش کسانیکه در این رشته کار می­کنند 3ـ به کار گماردن نیروهای انسانی غیرفعال بامور تولیدی 4ـ بازاریابی برای اینگونه صنایع 5ـ تطبیق فرآورده­های دستی با نیازمندی­های روز و ذوق خریداران ب) وظایف سازمان صنایع دستی 1ـ بررسی و مطالعه درباره صنایع دستی موجود و جمع­آوری آمار صحیح صنعتی و برآورد نیروهای انسانی قابل استفاده در این صنایع 2ـ ترویج صنایع دستی 3ـ تشخیص احتیاجات و رفع نیازمندی­های صنعتگران در زمینه­های زیر: الف) مواد خام ب) آموزش فنی از حیث فنی روش کار، ابزار و وسائل و تکمیل آنها ج) فرم­بندی از نظر طرح، ابعاد، رنگ­آمیزی، زیبایی و غیره د) کمک­های مالی از طریق شرکت­های تعاونی، راهنمایی و کمک جهت اخذ اعتبار هـ) تبلیغات و انتشارات لازم ط) بازاریابی، ایجاد نمایشگاه­ها و مراکز فروش، تربیت فروشنده 4ـ تنظیم پیشنهادات، طرح­ها، آئین­نامه­ها 5ـ انجام کلیه امور اداری مربوطه بدین ترتیب مرکز صنایع دستی به وجود آمد و با تصمیم قاطع در اجرای هدف و وظایف خویش با کادر پرسنلی مختصری فعالیت خود را آغاز کرد. از صنایع دستی که این مرکز در احیاء و یا گسترش و بهبود آنها سهم بسزائی داشته است عبارتند از: شیشه­گری، این صنعت دستی تقریباً به دست فراموشی سپرده شده بود و فرآورده­های موجود به جای اشیاء عتیقه با قیمت­های سرسام­آوری فروخته می­شد، با کمک فنی و مالی این صنعت احیاء و گسترش یافت بطوریکه امروز یکی از پرمشتری­ترین فرآورده­های دستی است. اقسام سرامیک سفالگری که یا به مصرف در سطح روستاها و شهرستان­ها می­رسد و یا باز به شکل شیئی نیمه عتیقه در مغازه­های عتیقه­فروشی معامله می­شد. مثل اشیاء سفالین بلوچستان. جز سوزن دوزی اصفهان کسی با سوزن­ دوزی­های دیگر آشنایی چندانی نداشت. سوزن دوزی بلوچستان به شکل کت به قیمت خیلی گران در تهران معامله می­شد، چون کسی دسترسی به سوزن دوزی­های محلی نداشت. با تنوع بخشیدن به محصولات سوزن دوزی بلوچستان بازار بی­نظیری برای این فرآورده­ها به وجود آمد. پوستین که دارای بوی زننده وفقط منحصر به پالتو و کت بی­قواره بود، بوی آن از بین برده شد و محصولات تنوع زیادی پیدا کرد. اغلب پارچه­های دست بافت که بطرز بدی از طرح­های پارچه­های ماشینی تقلید شده بود، در نتیجه بازار خود را از دست داده و روز به روز وضع زندگی و درآمد دست بافان بدتر می­شد تا جائیکه مجبور بودند فرآورده­های خود را در بازار پایاپای در برابر نخ و مواد اولیه بدهند به امید اینکه روز دیگری مشغول به کار باشند ولی با راهنمایی و تهیه طرح­ها و نقشه­های گوناگون توسط کارشناسان جوان برای دست بافان یزد و پارچه­های کلاقه­ای اسکو و پارچه­های کجین خراسان روز به روز وضع دست بافان رو به بهبودی رفت. فرآورده­های دیگری هم که بازاری داشتند مثل صنایع دستی اصفهان، اغلب به واسطه بی­دقتی و یا به کار بردن مواد و مصالح غیرمرغوب مشتریان خود را از دست می­دادند اشیاء چوبی رشت که به تهران می­آید همگی ترک می­خورند، گلیم­ها بطرز بدی رنگشان می­رفت. علاوه بر راهنمایی کارشناسان در محل، اقدام به تشکیل دوره­های آموزشی کوتاه مدت در رشته­های مختلف نموده تا سطح اطلاعات فنی و تخصصی صنعتگران بالا رود. بطوریکه مشاهده می­شد آلات و ابزاری که صنعتگران مورد استفاده قرار می­دادند، عموماً مربوط به سال­ها و حتی نسل­های خیلی پیش بوده بدون آنکه در طی این مدت تغییری در آنها حاصل شده باشد، کارشناسان مرکز صنایع دستی سعی می­کردند تا آنجا که صنعتگران آمادگی قبول شرایط جدید را داشتند، در نوع آلات و ابزار تغییراتی داده شود ولی در مواردی هم مشاهده می­شد که اصولاً تکنیک و ابزار رایج در محل موجب اتلاف نیروهای انسانی و یا هدر رفتن مواد اولیه می­گردد. در این موارد اقدام به تأسیس کارگاه­های نمونه بر مبنای اصول و قواعد فنی که مورد تأیید دنیای امروزه شده است، می­گردید. توسع? تولیدات صنایع دستی در ایران اصولاً با یک سلسله موانع اساسی مواجه بود که برطرف ساختن آنها از طریق اقدامات فردی مشکل و در بعضی موارد غیرممکن به نظر می­رسید. مانند اعطای معافیت­های مالیاتی، تسهیلات و امکانات اعتباری و جوائز صادراتی. از سوی دیگر متأسفانه در رشته­های گوناگون صنایع دستی بر اثر کوچک بودن واحدهای تولیدی و تنوع و پراکندگی فوق­العاده آنها به ویژه پایین بودن سطح اطلاعات صنعتگران به هیچ وجه احساس «نفع مشترک» وجود نداشت. در صورتیکه در کشورهای پیشرفته و صنعتی به علت وسعت دامنه فرهنگ و دانش همگانی در اغلب موارد شرکت­های تعاونی مستقیماً به دست خود مردم و با سرمایه و مدیریت ایشان تأسیس گردیده و به حیات خود ادامه می­دهند ولی در کشور ما بر اثر بی­اطلاعی افراد و وجود روحیه انزواطلبی و تک روی بین آنان با ایجاد شرکت­های تعاونی بدون کمک و نظارت دولت تقریباً غیرممکن بود، از این رو مرکز صنایع دستی نیز ایجاد شرکت­های تعاونی را بین صنعتگران در سرلوحه برنامه­های خود قرار داد، زیرا به این نتیجه رسیده بود که از طریق اینگونه شرکت­ها، کمک­های مرکز جهت راهنمایی و پیشرفت و بهبود صنایع دستی به نحو مؤثر و در سطح وسیعتری صورت خواهد گرفت. از این رو پرداخت هرگونه وام و گاهی هم سفارش هر نوع کالا بطور عمده را به سازندگان صنایع دستی رشته­های مختلف موکول و مشروط به تشکیل شرکت تعاونی بین آنان نموده و همین عمل موجب شد که این صنعتگران به تشکیل شرکت­های مذکور تشویق و ترغیب شوند و ضمناً توسط شرکت­های تعاونی سعی می­شد: 1ـ مواد اولیه و ابزار کار به قیمت دست اول تهیه و بطور اقساط در اختیار صنعتگر گذارده شود 2ـ در معاملات با مرکز صنایع دستی قیمت بیشتری که واسطه­ها استفاده می­کردند به شرکت­های تعاونی پرداخت شود 3ـ دریافت وام با بهره کم و بدون وثیقه که برای هر یک از صنعتگران بطور انفرادی ممکن نبود. مهمترین مشکل برای شرکت­های تعاونی صنایع دستی، تهیه مواد اولیه به قیمت عمده فروشی و دست اول بود. از این نظر مرکز تصمیم به تأمین احتیاجات مواد اولیه شرکت­های تعاونی گرفت و به آنها اعلام داشت که می­توانند صورت احتیاجات مواد اولیه سالیانه خود را همراه با نمونه مرکز بفرستند و مرکز هم تسهیلات لازم را فراهم و تخفیف­های قابل ملاحظه­ای برای اغلب شرکت­های مزبور دریافت می­نمود. پس از دوازده سال مرکز صنایع دستی، به واسطه فعالیت­های چشمگیر و گسترده به دو قسمت تقسیم گردید: 1ـ سازمان صنایع دستی 2ـ شرکت سهامی فروشگاه­های صنایع دستی سازمان صنایع دستی مسئول بررسی­های فنی و اقتصادی و برنامه­ریزی و راهنمایی و کمک­های مربوط شد و شرکت سهامی فروشگاه­ها مسئول بازاریابی داخلی و خارجی و سرپرستی و نظارت بر فروشگاه­ها گردید. این سازمان با تهیه نشریات فنی و اقتصادی اطلاعات جالب و مستندی در دسترس علاقمندان گذارده است، بطوریکه استادان و نویسندگانی که در رشته­های مختلف این کتاب مقالاتی را به رشته تحریر در آورده­اند، به مقدار زیادی از گزارشات سازمان صنایع دستی و اطلاعات کارشناسان آن استفاده کرده­اند.

 



قلمزنی

یکی از هنر های صنایع دستی ایران هنر قلمزنی می باشد که اگر بخواهیم قدمت این هنر را مورد بحث قرار دهیم قدمت زیادی دارد. قلمزنی، تکنیک وهنری باستانی، با قدمتی بیش از 3هزار سال، نه تنها یادگار تاریخ فرهنگی ایران، بلکه بخشی از سرمایه امروزه این مرز وبوم است. فن قلمزنی از زمانهای قبل از اسلام وقبل از میلاد مسیح بصورتهای مختلف ایفای نقش کرده و آثاری که از زمانهای مختلف در اکثر موزه های جهان وایران که سمبل آثار هنری همان دوران می باشد مایه افتخار این هنر میباشد. فن قلمزنی در هر دوره از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده چنانچه در زمان هخامنشیان هنر قلمزنی تکامل پیدا کرده و در زمان ساسانیان این هنر به اوج خود می رسد. از آثار مختلفی مانند ظروف حکاکی شده و یا قلمزنی شده در این دوره می توان به عظمت و علاقه هنرمندان و بزرگان این سلسله به این رشته هنری پی برد. این تکنیک نه تنها بی رونق نشده است، بلکه بدون از دست دادن اصول بنیادی خود، دراین عصر جدید تکنولوژیکی، از نقشی اساسی در فعالیت های صنایع دستی ایران وجهان برخوردار است.

مرکزیت فعال این رشته اصفهان می باشد، ضمن آنكه باید ازقلمزنی نقره شیراز و قلمزنی ورشو بروجرد، كه در پی تلاشهای سالهای اخیر دوباره احیاء شده و رونقی نسبی یافته است،‌ یاد كنیم. مواد اولیه مورد مصرف سازندگان، فرآورده های فلزی مس و قلع و نقره و طلا و آلیاژهایی نظیر برنج (آلیاژ مس و روی) است. این فعالیت که بیشترعملی  انفرادی محسوب می گردد، بر اساس تکنیک های پایه: ضربه، خراش، به همراه تکنیکهای مکملی مثل شعله ، نورد و اتصال و... آثار بی همتایی را که حاوی اطلاعات و مفاهیم بسیاری از دورانهای مختلف پیشین است، برایمان به ارمغان گذاشته است.

 ابزار کار صنعتگران این رشته از دو دسته تشکیل می شود. یک دسته از ابزار در مرحله ساخت محصولات مورد استفاده قرار می گیرد مانند دستگاه خم کاری، موتور فرچه، کوره برقی، سندان، چکش. و دسته دیگر که در مرحله قلمزنی مورد احتیاج است و عبارت از دستگاهی گرمازا برای آب کردن قیر، پرگار، تعدادی قلم آهنی، چکش و غیره است.مراحل کار بدین صورت است که بعد از تهیه ظرف مورد نظر، استادکار قلمزن برای آماده شدن قطعه در صورتی که ظرف حجم دار باشد داخل آن دا با قیر پر کرده و بعد از سرد شدن روی آن شروع به کار میکند، اما در صورتی که ظرف بصورت مسطح باشد مانند بشقاب،سینی و قاب آیینه، پشت آن قیر می گذارند. قیر ساخته شده توسط خود قلمزن، قیری است که با مواد مختلفی همچون گچ یا خاکستر یا خاک همراه قیر پخته می شود. البته نسبت این مواد فصول مختلف متفاوت است به طوری که هرچه هوا رو به گرمی رود نسبت این مواد نسبت به قیر بیشتر می شود. بعد از قیرگیری استاد کار قلمزن به وسیله مداد طرح مورد نظر خود را روی کار می کشید (در بعضی از موارد این کار به صورت ذهنی انجام می شود) و بغد از اتمام طرح به وسیله قلمی به نام نیمبر طرح بر روی ظرف هک می شود.بعد از نیمبر کردن با قلمهای مختلف دیگر نظیر نیم ور، گُرسواد،پرداز،ناخنی،گُرسوم،یک تو،بادامچه،سُنبه و... با کاربردهای متفاوت روی ظرف کار می شود.لازم به ذکر است که تعداد قلمها در قلمزنی به بیش از 120 نوع قلم می رسد.



                                                                        مینا کاری                   

 

مینا کاری‌ هنر درخشان آتش‌ و خاک است‌، با رنگهای پخته و درخشان که‌ سابقه آن به‌ 1500‌سال پیش از میلاد میرسد.‌ آقای علینقی وزیری در کتاب تاریخ‌ عمومی‌ هنرهای مصور قبل از تاریخ‌ تا اسلام مینویسد:‌از جمله هنرهای دستی ایرانیان در گذشته های دور تزئین و کنده کاری‌ روی‌ فلزات است‌.‌ظروف‌ فلزی بدست‌ آمده از فلزات گوناگون ساخته شده که‌ مهمترین‌ آنها عبارتست از: طلا،‌نقره، مس‌، برنز، برنج‌، آهن‌، فولاد، سرب، آلومینیوم و کرم.‌ این‌ فلزات برای زینت آلات و ظروف‌ گوناگون بکار میرفته زیرا که‌ امکان ساختن ابزار لازم‌ در ‌یک ورق‌ فلز چندان مشکل و ناممکن نبوده‌ از جمله موارد فلز کاری‌ میتوان از ترصیع یعنی به‌ ‌جا نشاندن قط‌عات کوچک‌ فلزهای مختلف روی‌ سط‌ح‌ فلزی از نوع جنس دیگر و ایجاد تناسب‌‌میان قط‌عات با در نظ‌ر گرفتن رنگ‌ و اشکال هندسی‌ آنها و ایجاد شکل یا نقش وسیله آنها و‌مینا کاری‌ نام برد. بررسی‌ هایی‌ که‌ در مورد مینا سازی‌ شده نشان میدهد میناهایی‌ که‌ بنام‌بیزانس‌ مشهور است‌ از مینا سازی‌ ایرانی‌ اقتباس شده است‌.‌ قدیمیترین‌ نمونه‌های مینا کاری‌ موجود موید این‌ ادعاست‌ که‌ مینا کاری‌ نیز مانند بسیاری‌ از‌هنرهای دیگر برای اولین بار در ایران پیدا شده و از ایران به‌ سایر کشورها راه یافته است‌.‌ در دوران مغول سبک جدیدی در فلز سازی‌ و مینا کاری‌ ایران بوجود آمد. اشکال و تصاویری‌که قیافه‌ و لباس اعضای دربار ایران را داشتند، جای اشکال و تصاویر عربی‌ دوره‌ قبل را‌گرفتند و بویژه ترصیع فلز در عصر تیموری‌ به‌ منتهی درجه‌ شرقی‌ خود رسید. در زمان صفویه‌ زمینه ی هنر مینا کاری‌ و فلز کاری‌ تغییر یافت‌ ظروف‌ نقره در این‌ دوره‌‌نقوش میناتور از قبیل مجالس‌ بزم در دربار و یا مجالس‌ شکار، یا اسب‌ سواری‌ مزین‌ گشت و ‌هنر مینا سازی‌ از نقشهای اسلیمی و گل‌ تغذیه‌ کرد و رنگ‌ قرمز مورد مصرف بیشتری‌داشت‌ و شهر اصفهان یکی از مراکز عمده مینا کاری‌ بحساب می‌آمد که‌ هنوز هم‌ تنها مرکز‌این‌ هنر محسوب میشود.

نحوه تولید‌ هنر مینا کاری‌ را میتوان یکی از اختراعات خلاقه‌ بشر دانست زیرا این‌ هنر شامل‌ فعل و‌انفعالهای پیچیده ایست که‌ بهم ربط‌ داده‌ میشوند از یک‌ سو عوامل‌ ساده‌ای از قبیل‌سیلیکوم و مینیوم و پتاسیم و از سوی دیگر سبک قیمتی که‌ ترکیب آنها مینا را بوجود‌میآورد.‌ از این‌ رو این‌ یک‌ هنر آزمایشگاهی‌ است‌ و در حقیقت ماده‌ ایست که‌ از ترکیب اکسیدهای‌فلزات که‌ براثر حرارت‌ رنگهای مورد نظ‌ر را بدست‌ میدهد در اختلاط با تعدادی‌ نمک ثابت‌‌بدست‌ می‌آید و رنگها با درجه‌ حرارت‌ و طول زمان حرارت‌ ارتباط زیاد پیدا میکنند.‌ بنابراین‌ برای دسترسی‌ به‌ این‌ پدیده هنری زیبا باید آتش‌ و حرارت‌ بدقت‌ مراقبت و مهار‌شود. مینا که‌ طبعا شفاف است‌ شفافیت بیشتر خود را از اکسید قلع بدست‌ می‌آورد و‌ترکیبات آن از زمانهای قدیم‌ تا به‌ امروز ثابت‌ و بدون‌ تغییر مانده است‌.‌ روی‌ اشیا طلایی‌ و نقره ای هم‌ میتوان مینا کاری‌ کرد ولی‌ اساسا مینا کاری‌ بر روی‌ مس‌ انجام‌میشود. تا فراهم‌ آمدن مینا چند مرحله باید طی شود باین‌ ترتیب که‌ ابتدا آن چیزی را که‌‌می خواهند مینا کاری‌ کنند به هر شکل و هر اندازه‌ باید به وسیله مسگر متخصص به‌ شکل لازم‌‌در آید و پس‌ از آن که‌ ساخته شد استاد مینا کار به‌ آن لعاب سفید رنگ‌ میدهد. معمولا سه‌ ‌الی‌ چهار بار لعاب داده‌ میشود و در هر بار شیئی به‌ کوره‌ میرود و حدود 700 درجه‌ حرارت‌‌می بیند تا رنگ‌ لعاب ثابت‌ شود بعد روی‌ آن به‌ رنگهای گوناگون نقاشی‌ می شود سپس شیئی‌باز به‌ کوره‌ می رود و حدود 400 تا 500 درجه‌ حرارت‌ می بیند تا رنگها بصورت‌ مط‌لوب در آید‌در گذشته که‌ مینا کاری‌ رواج اندک داشته رنگهایی‌ که‌ بکار میرفته مانند رنگهایی‌ که‌ در‌صنعت قلمکار بکار برده‌ میشود گیاهی‌ یا معدنی‌ بوده‌ است‌ ولی‌ اکنون برای نقاشی‌ ظروف‌ و‌اشیا مینایی‌ از رنگهای شیمیایی‌ استفاده‌ میشود. رنگهایی‌ که‌ در میناکاری‌ بکار میرود بر سه‌ نوع است‌:

‎-1 رنگهای گیاهی‌ که‌ در چیت سازی‌ هم‌ بکار می رود.‌

‌‎-2 رنگهای معدنی‌ که‌ در نقاشی‌ و مینا کاری‌ بکار می رفته است‌.‌

‎-3 رنگهای فلزی که‌ روی‌ مینا کار می کنند‌.

 مینیاتور

 

برای مینا کاری‌ در تهیه رنگ‌ قرمز از طلا استفاده‌ میشود رنگ‌ سبز مینا از مس‌ و رنگ‌ زرد‌آن از گل‌ ماشی‌ بدست‌ می‌آید. رنگ‌ آبی‌ و فیروزه‌ای و رنگ‌ سفید از رنگ‌‌مخصوصی تهیه می شده است‌ که‌ در شهر سامره از شهرهای عراق نوع خوب آنرا بدست‌‌میآورده‌اند.‌ بیشتر اشیایی‌ که‌ میناسازان فعلی به‌ بازار عرضه‌ میکنند عبارت است از: گوشواره‌، سینه ریز،‌گلوبند، انگشتر، جعبه های بزرگ‌ و کوچک‌ آرایش‌ زنانه‌، قوطی سیگار، جعبه های خاتم‌ کاری‌ و‌مینا کاری‌، سرویس‌ چایخوری‌ و شربت‌ خوری‌، حبابهای میناکاری‌، بشقاب، گلدان، تابلوهای‌بزرگ‌ و کوچک‌ مینا که‌ با هنرهای دیگر مانند طلا کاری‌، خاتم‌ کاری‌، مینیاتور ترکیب میشود،‌کاسه‌ قاب و قدح، قابهای عکس، زیر سیگاری‌، پیپ، آلبوم عکس، گلابپاش، پنکه سقفی، جارو ‌چهلچراغ، درها و پنجره ها و ضریح‌های مینا کاری‌ شده برای مقابر ائمه شیعه در کربلا و نجف و ‌سامره و مشهد و قم‌ و حضرت عبدالعظیم و اماکن‌ متبرکه‌ دیگر.
 

سیر تاریخی مینیاتور ایرانی به گذشته های دور پیش از ظهور اسلام میرسد اما میتوان گفت زمانی که ایرانیان توانستند در قرن سوم هجری قمری به دربار عباسیان وارد شوند نقاشی ایران پس از یک دوره رکود جانی دوباره گرفت.

مینیاتور ایرانی در واقع نقاشی ایران پیش از ظهور اسلام است که با عرفان و تفکرات اسلامی ادغام گردید وراهی شد برای ظهور جلوه های الهی.

آثار مینیاتور نفیسی در دوره عباسیان خلق شد که متاسفانه بخش عظیمی از این آثار در طی حملات مغول در سده های هفتم و هشتم از بین رفت. در دوره ایلخانیان که اوضاع کشور به آرامش نسبی دست یافت گامهایی در راه پیشرفت هنر برداشته شد من جمله تاسیس ربع رشیدی در شهر تبریز پایتخت آن زمان که مکانی مناسب جهت بروز استعدادهای هنرمندان وخوشنویسان و دانشمندان گردید. کارگاههایی برای خلق نسخ خطی و مصور سازی آنها در ربع رشیدی وجود داشت.مکتب تبریز در این دوران به اوج شکوفایی خود رسید وآثار برگزیده ای همچون شاهنامه فردوسی و شاهنامه دموت در این دوران خلق گردید. با گذشت زمان مینیاتور ایران دستخوش تغییرات مختلف گردید و مکاتب گوناگونی با خصوصیات خاص خود شکل گرفت که از آن جمله است:

مکتب شیراز. مکتب هرات. مکتب تبریز.مکتب اصفهان






خاتم سازی اصفهان 



خاتم هنر آراستن سطح اشیاء با مثلثهای کوچکی است که طرحهای گوناگون آن همواره به صورت اشکال منظم هندسی بوده است. این شکلهای هندسی را با قرار دادن مثلثهایی کوچک در کنار هم نقشبندی می کنند. می توان گفت، کار خاتم نقشهای هندسی تشکیل شده از مثلثهای سه پهلو (متساوی الاضلاع) است که از عاج، استخوان، چوب و مفتول برنج ساخته شده و معمولاً به ضخامت 2 میلی متر در سطح خارجی یا سطح داخلی و خارجی اشیاء چوبی چسبانده   می شود.
آثاری که از قدیم مانده نظیر درهای کاخها، رحلهای قرآن و صندوقهای مقابر خاتمکاری نشان می دهد که این هنر در زمان قدیم و به ویژه عهد صفویه رواج کامل داشته یکی ازمراکز اصلی آن هم اصفهان بوده است. اما همین معلوم می کند تا چند سالی این هنر در اصفهان رو به زوال گذاشته و تنها شیراز مرکز این صنعت شده است.
در ابتدا کار خاتم با استفاده از مثلثهای بسیار بزرگ که پهلوی هم قرار می دادند تهیه می شد ولی به تدریج با پیشرفت ذوق و تبحر هنرمندان ابعاد مثلثها ریزتر و کوچکتر شد. بهر حال هنر خاتم سازی از زمان پیدایش تا کنون تحولاتی را داشته است. صنعتگران خاتم ساز برای تهیه خاتم از مواد اولیه متنوعی استفاده می کنند که در کمتر صنعت دستی دیگری این چنین تنوعی به چشم می آید. این مواد عبارتند از: چوب فوفل، چوب گردو، چوب نارنج، چوب عناب، استخوان شتر، مفتول برنجی، لایه برنجی، سریشم گرم، سریشم سرد، فرمالین، فیبر و روغن جلا و تخته سه لایی. غیر از آن برای تکمیل ساخت از چفت و لولا و غیره نیز استفاده می کنند. از خاتم در تهیه محصولات مختلفی استفاده می شود که از آن جمله است: قاب عکس، جعبه سیگار، عصا، پیپ، جعبه لوازم آرایش، جا کلیدی، جاقلمی و جلد آلبوم.  در اصفهان علاوه بر اشیاء خاتم که به شیوه شیرازی می سازند قسمتی از مصنوعات خاتم را با نقره و مینا سازی توأم کرده اند که در شیراز وجود ندارد. مثلاً جعبه های خاتمی که رویه آن را نقاشی مینیاتور می کنند و روی آنرا روغن می زنند.
تاریخچهٔ خاتم‌کاری درباره مخترع و مبتکر خاتم بین خاتم‌سازان و هنرمندان روایات گوناگونی وجود دارد ولی آنچه قابل ذکر است آن است که به درستی معلوم نیست اولین بار خاتم‌سازی را چه کسی ابداع کرده است.در دایرةالمعارف فارسی آمده است: «زمان آغاز این هنر دانسته نیست ،و آنچه درباره آن گفته می‌شود با افسانه همراه است. برخی از استادان خاتم‌ساز هنوز بر این عقیده‌اند که هنر خاتم‌سازی معجزه ابراهیم پیغمبر است»
صنعتگران مصری این روش را مانند بسیاری از هنرها و پیشه‌های دیگر از قبطی‌ها اقتباس کرده‌اند، چندین قطعه و لوحه که روی آنها با چوب و استخوان موزائیک‌کاری شده است در عین الصیره نزدیک قاهره دراوایل دوره اسلام به دست آمده و اغلب آنها درموزه صنایع اسلامی قاهره ویا موزه برلین وجود دارد که یکی ازعالی‌ترین نمونه‌های این صنعت درموزه متروپولیتن است.
ازدیگر آثار ونمونه‌های تاریخی دراین هنر :
1. منبر خاتم کاری در مسجد جامع عتیق شیراز دارای قدمت بیش از هزارسال.
2. سقف ایوان اصلی مسجد جامع عتیق شیراز مریوطه به سده هشتم هجری (سده چهاردهم میلادی)
3. درهای خاتم قصر رویایی تیمور گرکانی به نام دلگشا در سمرقند و درهای آرامگاه وی در سال۸۰۷ هجری(۱۴۰۵میلادی)
4. درهای چوب گردو و روکش استخوان ودیگر چوبها ساخته شده توسط هنرمندی بنام حبیب الله درسال ۹۹۹هجری(۱۵۹۱میلادی) که درموزه برلین نگهداری می‌شود .
5. درهای مزین به اشکال هندسی گل و بته ،از شهر بخارا که درموزه ویکتوریا آلبرت موجود است
6. منبر چوبی مسجد لنبان اصفهان بااشکال هندسی و اجزای نقره‌های مربوطه به سال ۱۱۱۴هجری(۱۷۰۲میلادی)
اوج شکوفایی و تکامل این هنر در دروان صفویه بود، دراین دوران از گوشه و کنار ایران هنرمندان به اصفهان ،پایتخت آن زمان آمدند و هنرهای فراموش‌شده این کشور ازنو پایه گذاری شد و هنرمندان ضمن فعالیت در رشته‌های خاتم‌کاری ،منبت‌کاری ،کاشی‌کاری و گره‌چینی ،به ترمیم و ساختن ساختمان‌ها و آثار گذشته و بارگاه‌هاواماکن مقدس تشویق و ترغیب شدند. بعدها در زمان قاجاریه به علت عدم توجه به هنرها این هنر نیز همانند سایر هنرها از درجه اعتبار و اهمیت افتاد و استادان وهنرمندان این رشته دراین دوران در بدترین وسختترین شرایط زندگی می‌کردند.
درسال ۱۳۰۷ اوایل دوران پهلوی مدرسه صنایع مستظرفه به کوشش استاد محمد غفاری (کمال الملک) تأسیس و این هنرستان رونق و توسعه‌ای به هنرهای دستی کشور بخشید و پس ازآن کارگاه‌های خاتم‌سازی و چند کارگاه دیگر در وزارت فرهنگ و هنر سابق تشکیل شد . آثار بجا مانده جمعی از هنرمندان اصفهان ،تهران وشیراز ،اتاق هفت در هفت متری خاتم‌کاری شده به تمامی وسایل موجود در آن ،در کاخ مرمر به مدت چهار سال .
تالار خاتم مجلس شورای ملی با ۴۰۰ متر مربع خاتم‌کاری.
هنر خاتم‌سازی بعد از انقلاب اسلامی در کارگاه خاتم‌سازی وزارت فرهنگ و هنر سابق تحت نام جدیدی با وابستگی به وزارت فرهگ و آموزش عالی ادامه یافت و از آن زمان تاکنون سمت وسوی طرح‌ها تغییر یافته و با حذف طرح‌های خارجی توجه بیشتری به سنت‌گرایی معطوف یافته وازآن به بعد خط و نوشته وارد خاتم شد.



تاریخ : سه شنبه 9 خرداد 1391 | 02:19 ب.ظ | نویسنده : مرتضی اسکندرنژاد | نظرات

  • جستوجوی فایل
  • قالب میهن بلاگ
  • ضایعات