تبلیغات
mehr54.b36@gmail.com صنایع دستی ایران تنظیم کننده مرتضی اسکندرنژاد - زندگینامه هنرمندان خوشنویسی و نقاشیخط

میرعمادالحسنی سیفی (961 – 1024)

زندگینامه : میرعمادالحسنی سیفی (961 – 1024)

میرعمادالحسنی سیفی در سال 961ه.ق در قزوین چشم به جهان گشود.

نام پدرش را بیشتر تذکره نویسان ابراهیم ذکر کرده اند که از کارگزاران کتابخانه دربار صفویه درقزوین بوده است.

نسبت سیادت میر را همه تذکره نویسان جز معدودی "حسنی" دانسته‌اند که از خاندان معروف"سیفی قزوینی" و در دستگاه های دولتی صفوی مصدر کتابداری و استیفاء ودارای پایه بلند بوده‌اند و از جمله نام حسن علی سیفی جدمیر را نام برده‌اند که او نیز منشی و خوشنویس بوده است.

میرملقب به "عمادالملک" بوده و این که افرادی عنوان کرده اند که او خود را به واسطه عمادالملک، یکی از بزرگان دربار صفوی و حامی وی، عماد نامیده است، صحیح نیست.

بلکه عمادالملک لقب شخص میرعماد بوده چنانکه بعضی از قطعات خود را نیز بااین لقب رقم کرده است و در واقع این لقب نشانه اشتهار وی در خوشنویسی است.

میرعماد طفولیت خود را درقزوین به تحصیل مقدمات علوم و آموختن خطاطی گذرانید، نخستین معلمین خط او را "عیسی رنگ کار" و "مالک دیلمی" دانسته‌اند که در صحت آنها تردید است و سپس برای گرفتن تعلیم از ملامحمدحسین تبریزی که از خوشنویسان بزرگ آن زمان بود، از قزوین به تبریز رفت و چندی با ارادات به فراگرفتن رموز خط نزد وی مشغول شد و در این زمان بود که با علیرضا عباسی از خوشنویسان برجسته دوره صفویه که وی نیز در محضر ملا تعلیم می دید، آشنا شد.

میر سال ها نزد استاد با ریاضت تمام به مشق پرداخت تا آن که روزی قطعه‌ای از خطوط خود را به وی نشان داد، ملا چون آن را دید به میر گفت: "اگر چنین توانی نوشت، بنویس و گرنه قلم فرو گذار".

چون میر به استاد گفت که آن را خود نوشته‌ام و قطعاتی دیگر نیز به وی ارائه کرد، محمدحسین قطعه و روی او را بوسید و گفت:"امروز استاد خوشنویسانی".

همین سخن در حکم جواز و تصدیق تکمیل حسن خط میرعماد شد. پس از آن میر به سیر آفاق پرداخت و به روایتی به خاک عثمانی و حجاز سفر کرد و دراستامبول مورد محبت دولت عثمانی قرارگرفت و شاگردانی از فرزندان اعیان و اشراف را نیز تربیت کرد.

آنگاه به ایران و قزوین بازگشت و به توصیه ملامحمدحسین درخطوط استادان در گذشته تامل می کرد و قطعاتی از سلطانعلی مشهدی، میرعلی هروی، میرعلی تبریزی، مالک دیلمی و ...را گرد آورده و از روی آنها مشق می‌کرد.

در همین دوران میر، قطعاتی از باباشاه اصفهانی را به دست آورد و شیفته خط وی شد.

این امر باعث شد که به درک محضر باباشاه مشتاق شود، به همین منظور سفری کوتاه به اصفهان کرده و به حضور باباشاه رسید و چندی از صفای باطن این خطاط ارجمند بهره مند شد.

باباشاه درهنگام بازگشت میربه قزوین نسخه ای از "رساله آداب المشق" خود را که چکیده تجاربش بود به وی داد.

او سرآمد همه خوشنویسان نستعلیق نویس در تمام ادوار است و حد زیبایی این خط را به سرحد اعجاز رسانیده و در این هنر به جایی رسید که رونق بازار دیگر استادان را شکست.

میر در لطافت قلم و قدرت کتابت ید بیضایی می کرد و خط وی بدون اصلاح هم استوار و هم خوش اندام است اما شهرت میر، به اوج رسانیدن چلیپا است به طوری که با قدرت بی نهایت یک چلیپا را چندین بار شبیه به هم می‌نوشته است.

به این معنی که وی در تطبیق کلمات واحد و هماهنگی و تطابق آنها با همدیگر مساعی بسیار به کار برده است.

در واقع میرعماد شکل کلمات و حروف را به یک سلامت و تکامل نسبی رسانید و به خود جرات داد کرسی قوس را برای چلیپا تعریف و اجرا کند و کرسی بندی را نیز اصلاح کند.

شیوایی خط و شهرت جهانگیر میر، به جایی رسید که موضوع شعر شعرا شد و قطعات متعددی در وصف خط وی سروده شد.

تحفه الاحرار جامی، گلشن راز شیخ محمود شبستری، دیوان حافظ، گلستان سعدی، نسخه دیگری از گلستان و در حاشیه آن بوستان، تکمله النفحات عبدالغفور لاری،ضمیمه نفحات الانس جامی به خط ضیاءالدین قزوینی، دونسخه دیگر بوستان، مثنوی گوی و چوگان عارفی، تحفه الملوک، الاسماءالحسنی، سبحه الابرار جامی از کتاب‌های او هستند.

از میرعماد خط جلی کمتر دیده شده است تنها کتیبه ای با رقم میر در تکیه قبرستان تخت فولاد اصفهان است که در اتاقی مجاور آرامگاه مرحوم میرابوالقاسم میرفندرسکی اکنون موجود است.

چون این کتیبه بر روی گچ تعبیه شده به تدریج محو و فرسوده شده است و در تعمیر آن درست دقت نشده و به اثر، لطمه وارد آمده است.

این کتیبه به قلم دو دانگی کتیبه، غزل معروف حافظ با این مطلع است: روضه خلدبرین خلوت درویشان است مایه محتشمی خدمت درویشان است ورقم صریح میرعماد الحسنی را دارد.

میرعماد در مدت 10 سال اقامت خود در اصفهان ده ها شاگرد تربیت کرد که در آن میان بعضی از استادان زبردست شدند از جمله نورالدین محمد لاهیجانی، عبدالرشید دیلمی (خواهرزاده وی)، میر ابراهیم و گوهر‌شاد (فرزندان وی)، میرمحمدعلی (داماد وی) ابوتراب اصفهانی، عبدالجبار اصفهانی (فرزند ابوتراب)، محمدصالح خاتون آبادی، درویش عبدی بخارایی و... .

هر یک از این شاگردان در تاریخ خوشنویسی نستعلیق مقامی ارجمند دارند.

 عبدالمجید طالقانی (1150 - 1185)

زندگینامه : عبدالمجید طالقانی (1150 - 1185)

درویش عبدالمجید طالقانی خوشنویس، شاعر و عارف شهیر ایرانی در حدود سال 1150 هجر قمری در روستای مهران از توابع طالقان قزوین دیده به جهان گشود.

او متخلص به "مجید" بود و بزرگترین خوشنویس خط شکسته ‌نستعلیق در تاریخ خوشنویسی ایران به شمار می‌رود.

وی در خط شکسته مانند میرعماد در نستعلیق استاد بوده‌است و این خط را به پایه‌ای رسانید که تاکنون کسی نتوانسته‌ به آن برسد.

در اوان جوانی رهسپار اصفهان شد و به کسوت فقردر آمد و در آن حال به مشق خط روی آورد.

در آغاز از روی خط میرعماد به‌ تمرین و تعلم پرداخت و در این تجربه به‌ کمال رسید. اما چون دید نام نامی و آوازه بزرگ استاد، جهانگیر است و او که خود عشق به جاودانگی داشت، در بارقه اشتهار میر بزرگ، پرتوی نخواهد یافت، روی به خط شکسته آورد.

او استعداد شگرف خود را در کامل کردن این خط زیبا به کار آورد و زمینه خط میراث استادان گذشته را مثل شفیعا کمال بخشید. تا به‌جایی رسید که خط شکسته او در زیبایی و ملاحت و استواری به اوج رسید و بدون رقیب شد.

درویش مردی عارف و منزوی بود و عمر را به تجرد سپری ساخت تا اینکه در سال ۱۱۸۵ در اثر ابتلا به بیماری مالاریا چشم از دنیای فانی فرو پوشید و پیکرش در فضای جلوخان "تکیه میر" در تخت فولاد اصفهان به خاک سپرده شد.

این مکان بعدها به "تکیه درویش عبدالمجید" شهرت یافت.

درویش خوشنویسی را از خط نستعلیق آغاز کرد ولی پس از مدت کوتاهی به نوشتن خط شکسته پرداخت و دیری نگذشت که در این مسند استاد مسلم شناخته شد.

وی به حدی در این خط به مهارت رسید که رونق بازار خط شکسته نویسان گذشته را شکست و با اینکه بعد از او شاگردان و پیروانش به مقام استادی رسیدند، هیچکدام به پایهٔ او نرسیدند و همان طور که کمال خط نستعلیق به دست میر عماد صورت گرفت، خط شکسته را درویش عبدالمجید به حد کمال رسانید.

درویش در اوایل کار از روی خط "میرزا حسن کرمانی" و" شفیعا" مشق می‌کرده، ولی در اندک زمانی به درجه استادی رسیده و سرآمد استادان شکسته ‌نویسی شده ‌است.

تا سال ۱۱۷۹ خط او متاثر از سبک شفیعاست ولی از آن پس او به سبک بسیار عالی مستقلی می‌رسد که به نام خود او شهرت یافته ‌است. بیشتر آثار استاد در همین سبک رقم زده شده‌ است.

عمر استاد کوتاه و محنت بار بود ولی در همین فرصت کم توانست در خط شکسته چنان تحولی ایجاد کند و آن را به چنان درجه‌ای از کمال برساند که تحقق آن به دست گروهی از خوشنویسان در طول یک سده بعید می‌نماید .

او نه تنها قواعد خط شکسته ‌نستعلیق را استوار کرد، بلکه زیبایی و شیوایی آن را به حد اعلی رسانید؛ چنانکه شش دانگ جلی را چون کتاب خفی و غبار، استوار و شیرین می‌نوشت.

درویش عبدالمجید از ارکان چهارگانه خوشنویسان عالم و جزء بزرگان خط است و قطعاتش اکنون زیور دهنده بزرگ‌‌ترین کتابخانه‌های دنیاست.

با اینکه درویش در جوانی درگذشته‌ است، همطراز با آثار باقی مانده او از کمتر خوشنویسان این خط در دست است.

او در شعر هم تبحر بسیار داشت و از اعضای انجمن ادبی مشتاق به شمار می‌رفت و از سبک بازگشت پیروی می‌کرد.

در شعرهایش" خموش" و "درویش" تخلص وی بود و دیوان غزلیاتش موجود است.

درویش عبدالمجید مورد توجه ادباء، شعرا، علماء و بزرگان بود و بزرگانی چون میرزا عبدالوهاب کلانتر و محمد رشید افشار او را مورد تشویق قرار می‌دادند.

از او غزل‌های عاشقانه ای به‌جای مانده و در اشعار"مجید" تخلص دارد. راوی گروسی شماره ابیات دیوان او را هزار و پانصد و بیست ضبط کرده و نسخه‌ای خطی از دیوان او در کتابخانه مدرسه عالی سپهسالار موجود است.

از معروفترین شاگردان درویش، میرزا کوچک اصفهانی است که در خط شکسته از استادان مسلم است و از معروفترین شاگردان درویش به‌شمار می‌رود.

افرادی چون سید علی اکبر گلستانه، میرزا غلامر‌ضا اصفهانی در دوره قاجار و از معاصرین اساتید محمدحسین عطارچیان و رضا مشعشعی را می‌توان از شاگردان او نام برد.

همه خطوط باقی‌مانده از اوآثار ۱۵ سال آخر عمر اوست.

از او آثار فراوانی شامل کتاب، قطعه و مرقع به جای مانده‌ است.

از گرانبهاترین آثار وی جز قطعات و مرقعات متعدد نسخه کلیات سعدی است که در موزه کاخ گلستان تهران (کتابخانه سلطنتی سابق) نگهداری می‌شود.



تاریخ : پنجشنبه 18 خرداد 1391 | 11:14 ق.ظ | نویسنده : مرتضی اسکندرنژاد | نظرات

  • جستوجوی فایل
  • قالب میهن بلاگ
  • ضایعات