تبلیغات
mehr54.b36@gmail.com صنایع دستی ایران تنظیم کننده مرتضی اسکندرنژاد - سفیدگری

انتقال از فرهنگ سنگی به مفرغ و از مفرغ به ابزار آهنی چنان مرحله مهمی بوده است كه پیشه‌ورانی كه با این صنعت سر و كار داشته‌اند، در همه جا مورد احترام بوده‌اند.

 

صنعت مسگری نیز از لحاظ سابقه تاریخی همپای آهنگری می‌باشد. چرا كه بعد از ظرف و ظروف سفالین، این ظروف مسین بودند كه جایگزین شده‌اند و مورد استفاده وسیع مردم قرار گرفتند به تبع وجود مسگری، لزوم سفیدگری را می‌طلبید و به اصطلاح در ارتباط كامل با هم بوده‌اند. در اوایل هزاره چهارم پیش از مسیح، مس مصرف عمومی یافت و برای ساختن پیكان، درفش، سنجاق جامه و جواهرات آن‌را چكش‌كاری می‌كردند. ولی در نیمه دوم هزاره مزبور تغییر قابل ملاحظه‌ای در تكنولوژی فلزات پدید آمد، كه همراه با تغییراتی بود كه در سایر فرهنگ‌های مادی روی داد. در این دوره مس را با گداختن آن از كانی جدا كرده و به اشكال مختلف می‌ریختند.

ذخایر كانی مس، اغلب در عهد باستان مشاهده شده است. استرابو متذكر می‌شود كه كرمان از لحاظ سنگ مس بسیار غنی است. سرآورل استاین آثاری از یک تمدن مس‌گداز سومری و سندی را در بلوچستان كشف كرد.

در شمال ایران یک رشته معادن مس از قفقاز تا پامیر كشیده شده است. ابن حوقل، جغرافی‌دان عرب از معادن مس كال صبی‌زاوه، سبزوار و فخر داود نزدیک مشهد و بخارا در ماورالنهر صحبت می‌كنند. معادن مس كاشان، انارک، اصفهان و بخارا برای خلفای اسلامی مقارن قرن نهم مسیحی بسیار با اهمیت بود زیرا از این معادل هر سال بیش از 10000 دینار خراج حاصل می‌گردید.

مس در زندگی سنتی ایرانیان، نقش خاصی داشت چراكه عامه مردم بر این باورند كه ظرفشان باید مس و فرش آنان قالی و گلیم باشد. این باور از دو چیز ناشی می‌شد. اول قیمت ثابت این دو كالا از موقع خرید تا هنگام تبدیل یا فروش آن‌ها، دوم این كه رایج و معمول زندگی همگان بود، به هنگام پیش آمدن ضرورت و نیاز به سادگی به پول تبدیل می‌شد. این بود كه ظروف مسی مشتریان فراوانی از همه اقشار اجتماعی داشت.

كار مسگران شامل دو قسمت است: اول ساخت و ساز اشیا مسین بود كه برای آن، مسگران پس از تهیه ورق‌های مسی، با استفاده از چكش و سندان به ساخت ظروف متعدد می‌پرداختند.

قسمت دوم بازسازی ظروف كهنه و زنگارزده مسی بود كه در اصطلاح، به قلعی‌گری (سفیدگری) شهرت داشت.

تعمیر و نیز سفید كردن ظروف مسین نیز در كارگاه مسگری صورت می‌گیرد. البته گاهی اتفاق می‌افتد كه هنرمند مسگر فقط به ساخت و ساز می‌پردازد و كار سفیدگری را انجام نمی‌دهند. ولی در كل مسگران سفیدگری را نیز در راستای كار خود دارند.

 

 

منظور از سفیدگری، سفید كردن ظروف مسی با قلع می‌باشد، كه بعد از خرید و قبل از استفاده و یا هر دو سال یک بار، آن را سفید می‌كنند، بنابر این مصرف كننده بعد از اینكه مس را از مسگر خرید آن را تحویل سفیدگر می‌دهد تا آن را سفید كند یا هر دو سال ظروف به مرور زمان سفیدی خود را از دست می‌دهند و رنگ آن‌ها تیره می‌گردد كه آن را جهت سفید كردن، به سفیدگر می‌دهند. به همین علت با وجود اینكه اكنون مسگری در بسیاری از شهرهای كشور رو به ركود گراییده، اما سفیدگری کماکان از رونق خود برخوردار می‌باشد.

در گذشته سفیدگر جهت سفید كردن ظروف، به روستاهای اطراف می‌رفت و چند روزی در هر روستا می‌ماند و با ایجاد كوره و دم دستی، به سفید كردن ظروف می‌پرداخت. لاكن در حال حاضر متاسفانه كم‌تر سفیدگری وجود دارد كه جهت سفید كردن ظروف مس به روستاها برود.

محصول عمده مسگر ظروفی با شكل‌ها و اندازه‌های گوناگون است. ظروف كوچک را از یک تكه مس، چكش كاری می‌كنند و پس از هر دور باز كردن، یک تاب به آن می‌دهند. اشیا بزرگ‌تر را نیز به همین طریق از ورقه‌های گرد به‌دست می‌آورند. مسگر برای این‌كه ورقه‌های مسین را به شكل‌های مختلف در آورد، بایستی ابزار و وسایل متعددی داشته باشد كه از مهم‌ترین انواع چكش‌ها، انواع سندان و ... می‌باشد. این ابزار در عمل سفیدگری چندان مورد استفاده قرار نمی‌گیرند مگر در مواردی تعمیری. در اكثر شهرهای بزرگ همانند قزوین، مشهد، اصفهان، تبریز، كرمان و ... راسته بازارهایی جهت صنایع مختلف وجود داشته است كه از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به راسته بازار مسگرها اشاره كرد. در همین بازار سفیدگرها حضور داشتند. گاهی خود مسگرها بودند و گاهی افراد دیگر این صنعت را عهده‌دار بودند.

ابزار و وسایل سفیدگری به شرح زیر است:

دم و كوره: دم مورد استفاده سفیدگر دم پوستی بوده است. پوست دباغی شده گوسفند را به صورت مشكی در آورده كه دو سر آن دارای سوراخ بوده كه یک سر آن به لوله‌ای كه به كوره راه داشته می‌بستند و در دهان سوراخ دیگر دو تخته كوبیده شده كه كار دستگیره را انجام می‌داده است. در موقع دمیدن این دو تخته را به هم می‌چسباندند و سوراخ مشک بسته می‌شد و مشک را به طرف لوله كوره فشار می‌دادند. در نتیجه هوای داخل مشک از طریق لوله به كوره دمیده می‌شد و سپس تخته‌ها را از هم جدا كرده و مشک را به طرف عقب می‌كشیدند و مشک دوباره از هوا پر می‌شد و آماده دمیدن می‌گردید. بدین ترتیب عمل دمیدن انجام می‌گرفت.كوره مورد استفاده هم سطح با زمین بوده است.

دم دستی:بعد از پوست، دم دستی معمول شده كه از یک محفظه فلزی و پروانه فلزی تشكیل شده كه این پروانه در وسط محفظه به دور یک محور كه دستگیره‌ای محرک به آن بسته شده و می‌چرخد، قرار گرفته است. این دستگیره پروانه را به حركت در می‌آورد و از طریق لوله‌ای كه یک طرف آن به بیرون كشیده شده، به كوره دمیده می‌شود. بعد از چند مدت این نوع دم به دم برقی تبدیل شد كه پروانه آن توسط برق به حركت در می‌آید.

دم نفتی: امروزه به علت مقرون به صرفه بودن از دم نفتی استفاده می‌كنند كه به‌وسیله اجاق نفتی كه دارای مخزن باد می‌باشد، انجام می‌گیرد. این نوع اجاق به‌وسیله نفت روشن می‌شود. مخزن آن را با تلمبه دستی از باد پر می‌كنند كه در نتیجه هم عمل دمیدن و هم سوخت داخل كوره را تامین می‌كند.

گاز دستی: یکی از ابزارهای سفیدگری می‌باشد كه، به‌وسیله آن ظروف را داخل یا خارج كوره می‌كنند. شبیه به انبر دست می‌باشد با این تفاوت كه لبه آن كشیده است.

انبردست: ابزار دیگرب است كه به‌وسیله آن ظروف را در دهانه كوره نگه می‌دارند. دو لبه این ابزار كه به هم نزدیک می‌شوند، تشكیل دایره‌ای كوچک می‌دهند كه از خارج شدن ظروف از دهانه انبردست جلوگیری می‌كند.

پنبه: قلع را در داخل ظرف داغ شده ریخته پنبه را بر روی آن می‌كشند. در نتیجه قلع به تمام بدنه ظرف مالیده شده و ظرف سفید می‌گردد.

شن: قبل از سفید كردن، ظرف را با شن می‌سابند تا تیرگی آن تا حدودی برطرف شود.

زغال چوب: زغال چوب سوخت كوره را تشكیل می‌دهد.

مواد اولیه:

مواد اولیه‌ای كه در سفیدگری به كار می‌رود قلع و پودری سفیدرنگ به نام نشادر nešâdor می‌باشد. قلع به صورت ورق‌های نرم و انعطاف‌پذیر می‌باشد، كه در موقع استفاده آن را خرد می‌كنند.

نشادر: پورد سفید رنگ شبیه به پودر لباسشویی می‌باشد، كه از خود قلع به‌دست می‌آورند و از كشورهای خارج وارد می‌شود.

دیزاب: دیزاب dizâb مایعی است از موادی به نام سوداsovdâ  كه این مواد شیشه به پودر شییه می‌باشد و جهت شستشوی ظروف به كار می‌برند.

فن كار:

اولین مرحله كار دیزاب دادن ظروف است، دیزاب را در آب جوشانده و به هم می‌زنند تا خوب حل گردد. بعد از سرد شدن، به‌عنوان مواد پاک كننده استفاده می‌كنند. به این صورت كه مقدار خیلی كمی از مایع را در ظروف می‌ریزند و آن را با حرارت كوره داغ می‌كنند. سپس با پارچه‌ای ضخیم آن را به تمام بدنه ظرف می‌مالند و بعد آن را شستشو می‌دهند.

دومین مرحله كار ساییدن ظروف است كه این كار به‌وسیله شن و پوست بز انجام می‌گیرد، بدین ترتیب كه، مقداری از شن را بر روی پوست می‌ریزند و به بدنه ظروف می‌كشند و یا جهت ساییدن پشت ظروف، آن‌ها را بر روی مقداری شن قرار می‌دهند و در داخل ظرف می‌ایستند و با گرفتن دو دست به دیوار آن را به دو جهت چپ و راست می‌چرخانند كه با انجام این كار بدنه بیرونی ظروف تمیز می‌گردند. بعد از ساییدن آن را شستشو داده و آماده سفید كردن می‌شوند. در زمان شروع سفیدگری، ظرف را در دهانه كوره قرار می‌دهند تا خوب داغ شود. سپس مقداری نشادر در داخل ظرف می‌ریزند و با پنبه آن را به تمام نقاط داخلی و بیرونی ظرف می‌مالند و به‌دنبال آن مقدار خیلی كمی قلع به بدنه داخلی و خارجی ظرف می‌كشند و مجددا نشادر در داخل ظرف ریخته و پنبه را خیلی محكم به تمام قسمت‌های ظرف می‌كشند و بعد آن را در آب فرو می‌برند و مجددا آن را خشک می‌كنند و ظرف رنگ سفید شفاف به خود می‌گیرد. لازم به ذكر است كه نشادر باعث می‌گردد، كه قلع بر بدنه ظروف ثابت گردد.

سفیدگر مزد خود را، براساس وزن مس دریافت می‌كند. در حال حاضر در مقابل سفید كردن هر كیلو مس 900 تومان می‌گیرد.

ابزار و اشیا وابسته به سفیدگری عبارتند از:

دم و كوره، اینگونه دم‌ها در كارگاه‌های ثابت سفیدگری تعبیه می‌شده است.

دم دستی، افراد دوره گرد، از دم دستی استفاده می‌كردند.

دم نفتی، این نوع در همین اواخر رایج شد و جای دم دستی را گرفت، بعد از آن دم برقی نیز به آن‌ها اضافه گردید.

گاز دستی، انبردست، پنبه، شن، نشادر، دیزاب، زغال چوب.

این صنعت در بازارهای سنتی، راسته بازارها، تیمچه‌ها و كارگاه‌های كوچک در سطح شهرها و روستاها موجود می‌باشد. در شهرهیی همانند قزوین، اصفهان، كرمان، مشهد، تبریز و ... راسته بازارهای مخصوص مسگرها و نیز در كنار آن‌ها سفیدگرها بوده است كه به راسته بازار مسگرها معروف می‌باشد. در روستاها و نیز محله‌های عشایری سفیدگری را یا خود مسگر به عنوان كار بعدی انجام می‌دهد و یا این‌كه یک نفر سفیدگر دوره‌گرد هر چند وقت یک‌بار به آنجا آمده و بساط خود را در میدانگاه اصلی روستا، محل و یا زیر سایه درختی گسترده و مشغول سفید كردن ظرف و ظروف اهالی می‌شد. ساز و برگ سفیدگر دوره‌گرد بسیار ساده است. یک گودال كوچک به قطر37 و گودی30 سانتی‌متر در زمین می‌كند كه كار كوره وی را انجام دهد. یک لوله آهنی را به زیر گودال می‌كشد، دم دستی را به سر دیگر لوله وصل می‌كند. و با استفاده از مواد و فن سفیدگری، كارش را انجام می‌دهد.

 در باور مردم ایران، ظروف مسین، فرش‌های گلیم و قالی یگ سرمایه ماندگار و یک پس‌انداز نقد دم دست تلقی می‌شود. این مهم هنوز در اكثر خانه‌های شهری و روستایی دیده می‌شود، اشیا‌یی كه از مس ساخته شده‌اند در گوشه‌ دكور نمایان است و حكایت از اهمیت آن دارد. مردم و به‌خصوص كدبانوی خانه حتما قابلمه مسین جهت طبخ غذا دارد. كه هرچند گاه آن را به دست سفیدگر ماهر می‌دهد تا سیاهی‌های آن را بزداید. اكثر روستاییان و عشایر كه دامداری دارند ،حتما دیگ و دیگچه مسین مخصوص شیردوشی و گرم كردن شیر دارند و به دلایل مختلف این ظروف را بر دیگر ظروف ترجیح می‌دهند. پس سفیدگری هنوز در كشور می‌تواند مثمر ثمر و پر رونق باشد به شرط حمایت از صنعتگران.



تاریخ : دوشنبه 4 آذر 1392 | 07:42 ب.ظ | نویسنده : مرتضی اسکندرنژاد | نظرات

  • جستوجوی فایل
  • قالب میهن بلاگ
  • ضایعات