تبلیغات
mehr54.b36@gmail.com صنایع دستی ایران تنظیم کننده مرتضی اسکندرنژاد - زیورآلات سیستان وبلوچستان1

در تمدن‌های قدیم در سرزمین فراعنه، بین‌النهرین، ایران، هند و چین توجه بهتر زیورسازی در میان عام و خاص به تناسب رواج داشته است و گواه این مطلب زینت‌آلاتی است كه در كاوش‌های باستان‌شناسی به‌دست آمده‌است. جای كمال دقت و بررسی است كه، شكل و نوع استفاده از زیورآلات تقریبا از قدیم تاكنون تغییری نكرده است هنوز هم زیورآلات به اشیایی اطلاق می‌شود، كه برای آویختن به گردن، گوش، بستن بر مچ و بازو و در بانوان در تزیین مو و . . . . به‌كار می‌رود.
به نظر می‌رسد که مس اولین فلزی است که به‌طور خالص و طبیعی و جدا از مواد معدنی مورد استفاده بشر قرار گرفته است. در حدود چهار هزار سال ق.م پیش از کشف طلا و نقره؛ اشیا و زیورآلات مسی ساخته شدند که چکش‌کاری شده بودند. در حدود 2500 تا 1500 سال ق.م با کشف قلع و ترکیب آن با مس ماده جدیدی با همان خواص مس تولید شد و از این دوران عصر مفرغ آغاز شد.
نمونه ای از تدفینهای پیش از اسلام-شوش:
با توجه به آثار یافت شده در لرستان می‌توان دریافت که در این دوران فلز را داخل ماسه یا سفال ریخته‌گری می‌نموده اند و سپس چکش‌کاری می‌کردند. آهن در هزاره سوم ق.م شناخته شده بود ولی به‌علت این‌که چکش‌کاری آن سخت بوده و دیرگداز نیز بوده و به سختی تغییر شکل می‌داد ، زیاد مورد توجه نبود تا اینکه در حدود 1500 تا 550 سال ق.م با کشف تبدیل آهن به فولاد جایگاهی در فلزکاری برای خود یافت . از آهن اسلحه، زیورآلات و دیگر ابزارساخته شدند .

طلا و نقره در حدود 2500 ق م کشف شدند که بعلت نرمی و دوام و فساد ناپذیری و هم این‌که یافتن سنگ طلا بسیار سخت و نادر بود، برای ساخت زیور آلات و دیگر اشیا زینتی استفاده می شد. حکاکی روی فلز از حدود 800 سال ق. م رایج شده است. اشیایی از این دوران در « سرخ دم » لرستان یافت شده است . از نمونه آثار یافت شده هزاره اول ق م در ایران می‌توان به جام مارلیک اشاره کرد که از طلای ناب می‌باشد.
گیرشمن، در کتاب ایران از آغاز تا اسلام می‌نویسد: در دوره مادها از معادن طلای اطراف همدان بهره‌برداری می‌شده است. ویل دورانت در جلد اول کتاب مشرق زمین گاهواره تمدن از گفتار G.HAUART نقل می‌کند:
در کوره‌هایی که این قوم (مادها) برای سکونت خود انتخاب کرده بودند مس، آهن، طلا، نقره، سنگ مرمر و سنگ های گران‌بها به‌دست آوردند. از گفتار استرابون، جغرافی‌نویس یونانی نقل شده که در ایران، طلا، نقره، مس، آهن، سرب و زرنیخ استخراج می‌شده و بیشتر از ناحیه کرمان به دست می‌آمده است.
در دوره هخامنشی مرصع‌کاری و آب‌کاری رواج یافت و بیش‌تر روی طلا، نقره و برنز کار می‌شده است، در زمان هخامنشی برای ساخت فرم و شکل اشیا از دو شیوه ریخته‌گری، قالب‌ریزی و چکش‌کاری استفاده می‌شده، انواع فلزاتی چون مفرغ، طلا، نقره و آهن در این دوره از مناطق مختلف برای تخت جمشید آورده می‌شد، که حاکی از استفاده زیاد از اشیای فلزی و هنر قلم‌زنی با نقوش بسیار زیبای هخامنشی است که عبارتند از طوق‌گردن، سینه بند، گوشواره و...
 در دوره سلوکی‌ها، سکه را با دستگاه پرس‌دستی می‌ساختند، فلزکاری در دوره ساسانی پیشرفت زیادی کرد. اشیا آن دوران ریخته‌گری می‌شده و سپس چکش‌کاری و بعد با چرخ، تراش می‌خورده‌اند و بعد از آن حکاکی یا قلم‌زنی می‌شده‌اند.

بنا بر عقیده برخی از باستان‌شناسان، جنوب شرق ایران به‌ویژه بلوچستان یکی از نقاطی است که بر سر راه مهاجرت نخستین گروه‌های انسانی از آفریقا به‌سوی جنوب شرق آسیا قرار داشته و از این روی یکی از مناطق مهم و کلیدی جهت تحقیق درمورد شکل‌گیری نخستین جوامع انسانی به‌شمار می‌رود. در منطقه بلوچستان و سیستان و دشت قزوین، آثار كوره‌های ذوب فلز كه شاید قدیمی‌ترین كوره‌های ذوب فلز در جهان باشند دیده شده است. پیدایش عصر مس در ناحیه بین‌النهرین به واسطه معادن موجود در بلوچستان بوده، زیرا در سرتاسر بین‌النهرین ناحیه‌ای یافت نمی‌شود كه دارای معدن مس باشد، ولی عصر مس در بین‌النهرین پدید آمده است و اما سرتاسر بلوچستان از نصرت‌آباد تا چابهار معادن خیلی قدیمی كه مس از آن‌ها استخراج می‌شده، وجود دارد و در جالوان(جهلوان)معدن طلا ونقره یافت می‌شود. مس از طریق دریا به سومر حمل شده و به شهرهایی از قبیل اور و غیره برده می‌شد. به مرز و ذوب مس و ریخته‌گری و صنعت قالب‌سازی و ساخت مجسمه سفالین توسعه یافت. این فن در طول جاده جنوبی تا سیستان كشیده شد و از آن‌جا به سرزمین بلوچستان و دره سند سرایت كرد. عهد مفرغ در ایران سابقه‌ای تا حدود دو هزار سال پیش از میلاد دارد. از بررسی‌های باستان‌شناسی در دره‌سند و غرب آن در بلوچستان، ویرانه‌های تعداد زیادی از قرارگاه‌ها را متعلق به عصر مفرغ پیشین، نشان می‌دهد كه می‌توان برای توصیفشان واژه‌ی شهر را به كار برد؛ درکاوش‌هایی که در شهر سوخته (شهر سوخته نام مهم‌ترین محوطه ی باستانی استان سیستان و بلوچستان است که در 65 کیلومتری راه بین زابل و زاهدان قرار گرفته)انجام گرفته اشیا منقول فراوانی پیدا شده است از جمله اشیا زینتی که بیش‌تر با سنگ‌های نیمه بهادار وارداتی چون سنگ لاجورد، عقیق و فیروزه از معادن دوردست به شهر سوخته وارد می‌شد. به عنوان مثال در یکی از قبور کاوش شده که متعلق به زنی 30-35 ساله  می باشد 81 شی اهدایی پید ا شده که علاوه بر ظرف‌های سفالی و اشیا دیگر؛ 4 مهره طلا و 137 مهره از جنس کوارتز، عقیق، فیروزه، لاجورد، کالسادونی و سنگ آهک اجزای یک گردنبند این تدفین می‌باشد که همراه دستبندی ساخته شده از 20 مهره دیگراز جنس کالسادونی، فیروزه و صدف لوازم تزیینی کامل این زن بوده‌اند.


ویل دورانت می‌نویسد: دكتره. فرانكفورت در سال 1932 میلادی (1311 هـ . ش) در ویرانه‌های یك دهكده بابلی ـ ایلامی در تل اسمار كنونی، مهره‌ها و مهرها سفالی را از زیر خاك درآورد كه به نظر او آن‌ها را در حدود 2000 سال قبل از میلاد، از موهنجودار و به آن‌جا برده‌اند. دكتر هال معتقد است كه سومریان فرهنگشان را از هند گرفته‌اند، ولی هم سومری‌ها و هم هندیان آغازین را از یك اصل و فرهنگ مشتركی می‌داند كه در بلوچستان بوده است. بنابراین می‌توان گفت، كه هندیان و سومریان فرهنگ خود را از بلوچستان گرفته‌اند، و نه تنها این سرزمین با تمدن نواحی باستان واقع در غرب در ارتباط بوده بلكه با تمدن پیش از تاریخ نواحی شرقی نیز هماهنگی داشت و در حقیقت بلوچستان واسطه‌ تمدن قدیم شرق و غرب نیز بوده است.
زیورآلات همیشه هم زیبنده اندام و جامه بوده و هم نشان حشمت و آبرو. زینت آلات مهم‌ترین مایملک زنان ازدواج کرده بوده و هست که به عنوان بخشی از بهای عروسی آن‌ها توسط خانواده داماد به عروس داده می‌شد. زیورآلات سنتی بلوچستان همیشه بر اساس سفارش ساخته می‌شود و به دلایل اقتصادی، در روستاها کم‌تر می‌توان زیورآلات را به صورت آماده یافت. در ساخته‌ها و سفارشات روستایی نقره بیشتر به کار می‌رود ، حال آن‌که در شهرها طلا رایج‌تر است و وسیله‌ای برای سرمایه‌گذاری به‌شمار می‌رود. گذشته از طلا و نقره؛ آمیزه‌های (آلیاژ) فلزی و مهره‌های پلاستیک به رنگ طلایی و فیروزه‌ای نیز اغلب به کار می‌رود. یاقوت‌های مصنوعی هم از رنگ صورتی روشن تا سیر خواستاران بسیار دارند، مروارید مصنوعی و سنگ سفید در جاهایی که مروارید در دسترس نباشد؛ معمول است. گاهی اوقات کهربا نیزمشاهده می‌شود. از میان سنگ‌های ویژه زینت آلات، فیروزه مصرف بیشتری دارد چون در خراسان معدن آن یافت می‌شود. منظور از زیورآلات سنتی در بلوچستان، زینت آلات سنتی شهری، روستایی و مردم چادرنشین بلوچستان می‌باشد، که به‌عنوان یک منطقه فرهنگی در نظر گرفته شده است. برای تزیین این زیور آلات علاوه بر نصب انواع سنگ‌های قیمتی و نیمه‌قیمتی از نقش‌ها و نگاره‌هایی استفاده می‌شود، که توسط هنرمند بر روی زیور کنده‌کاری و حک می‌شود، نقش و نگارها هویت فرهنگی یك قوم را مشخص می‌كنند. گاهی این نقشمایه‌ها، نمادها با مضامین خیر و مقدس و زمانی نیز موضوعات شر و نامبارك می‌باشند. به همین دلیل نقش وسیله‌ای برای مطرح كردن موضوعی خاص است. بدن انسان و وسایل كاربردی او، اولین سطحی بودند كه نقش بر آن‌ها رسم شد برای این كار از خطوطی یادی گرفت كه در طبیعت دیده بود. این نقش‌ها از خطوط محیطی شكسته كوه‌ها، خطوط نرم و منحنی امواج دریا و خطوط عمودی درختان الهام گرفته شد. نقوش كمال‌پذیر یا شكل‌پذیر بوده و فناپذیر نیستند نقوش در طول تاریخ در حال زایش بوده‌اند ولی همیشه در شكل ثابتی باقی نمی‌مانند و دچار تحول و تغییر می‌شوند. بر روی هم خاستگاه نقش و نگارهای عامیانه بلوچ را می‌توان در مفاهیم زیر طبقه‌بندی كرد.
ذهن و تخیل: هنرمند عامی بلوچ بیشتر به آفرینش‌های ذهنی خود توجه دارد چه بسا نقش‌هایی را می‌آفرینند كه صاحب آن نقش را در عمر خود به چشم ندیده است. یكی از این نگاره‌ها، طاووس نام دارد.
گل‌ها و گیاهان: بلوچ حتی گل را در خیال و ذهن می‌بیند در محیط پیرامون او گل نیست و حداقل در اول یا آخر نام اعضای خانواده‌اش یك گل چسبیده است. بی‌بی‌گل، ماه‌گل، گل‌خاتون، گل‌پری، گل‌ناز و … گل بلوچی از خطوط هندسی شكل می‌گیرد. چند مربع، چند مثلث، چند مستطیل، چند لوزی در كنار هم گل می‌سازند.
عناصر طبیعت مثل ماه و خورشید (نقوش متاثر از مناظر طبیعی): این عناصر برگرفته از عوامل طبیعی است. یكی از قدیمی‌ترین عناصر طبیعت كه در میان اقوام بردی پوشیده می‌شد «ماه» است. بزكوهی با شاخ‌هایی بزرگ‌تر از اندازه محصول «شبیه هلال ماه» به عنوان نماد ماه ترسیم شده كه گاه فقط شاخ‌ها به‌عنوان نقش نمادی آورده می‌شد. معمولا در قرآن به چیزهای مهم قسم یاد می‌شود كه خورشید و ماه از آن جمله هستند چرا كه جزر و مد و دریا، محاسبه روز، ماه و سال، نورافشانی و ایجاد حرارت، فرش بادها، رشد گیاهان و سبز بودن آن‌ها و … همه از وجود آن‌هاست یكی دیگر از مناظر طبیعی كه انسان‌ها هر شب آن را رویت می‌كنند، ستارگان هستند نقشی را در زیورآلات به نام ستاره مشاهده می‌كنیم كه از دو مثلث روی هم قرار گرفته بوجود آورده‌اند .این نقوش به صورت 7-8 یا  زیكزاكی به طور گسترده در زیورآلات مورد استفاده قرار می‌گیرد.
پرندگان: وجود پرندگان در زندگی آدمی بسیار اهمیت دارد آدمی از گذشت و تخم پرندگان مثل مرغ، اردك و بوقلمون استفاده می‌كند. و از پرندگانی چون قناری و بلبل و پرندگان شكاری مثل عقاب برای نفس و سرگرمی استفاده می‌كند. هنرمند بلوچ بیشتر از نقوش پرندگانی همچون كبك، طاووس و مرغ بهره گرفته است. برخی پرندگان مانند كبوتر سفید، نشانه راز آلود روز و روشنایی و كلاغ سیاه نشانه رازآمیز شب و تاریكی شمرده می‌شود.
خزندگان: مار جانوری است از راسته خزندگان با بدنی نرم و استوانه‌ای كه در موقع استراحت دور خود چنده می‌زند در مسافت پادیك و چوری مستقیماً از فرم بدن مار الهام گرفته شده است.
آبزیان: ماهی جانوری است خونسرد و همیشه در آب زندگی می‌كند. هنرمند بلوچ ماهی را به صورت اشكال انتزاعی و مجرد در تزیینات به كار برده است.
 در دوران معاصر شیوه ساخت زیور آلات چندان تغییری نکرده است و همچنان برای ساخت زیور آلات از همان روش‌های سنتی استفاده می شود ،همان‌طور که در قسمت تاریخچه گفته شد؛ در گذشته هم برای ساخت ابزار و زیور آلات مانند هم اکنون از روش ذوب، ریخته‌گری، چکش‌کاری، پرس ورقه‌های فلزی به‌وسیله دستگاه پرس، استفاده از انواع قالب‌ها و در نهایت حکاکی استفاده می‌شده است. عمده تفاوت در کار ساخت زیور آلات به تجهیزات کارگاهی باز می‌گردد، امروزه به جای کوره‌های بلند خشتی، از کوره‌های گازسوز و به جای قالب‌های گلی و سفالی از قالبهای فلزی و چوبی و به جای دستگاه پرس دستی از دستگاه پرس برقی استفاده می‌شود. در حال حاضر برای تهیه زیورآلات سنتی که در کارگاه‌های کوچک محلی ساخته می‌شوند، طلا با عیار 24 مورد استفاده قرار می‌گیرد. اکنون تولید جواهرات نقره‌ای در بلوچستان متوقف شده است و امروزه کار نقره‌کاران به کارهای مرمت(تعمیر) مختص می‌شود. برای ساخت زیورآلات از شمش طلای آماده و یا از زیور آلات شکسته و خرد شده مشتریان استفاده می‌شود. طلای مزبور پس از خرد شدن ذوب شده و به‌وسیله قالب ریجه به صورت شمش در می‌آید،

ذوب طلا

ذوب طلا


شمش‌ها برا ی پتر شدن؛ چکش‌کاری شده و از دستگاه نورد (چرخ زرگری) عبور داده می‌شود.

 
پس از این مرحله بسته به نوع زیور، ورقه طلا به وسیله قالب مناسب فرم داده می‌شود و سپس الحاقات، برای اتصال زیور به لباس یا بدن ویا اضافه کردن تزیینات مانند برگ، پلوک، گلدانه و ... به‌روی آن نصب می‌شود.

 
برای نصب نگین ابتدا محلی که نگین بر روی آن قرار گیرد را  متناسب با نگین سوراخ می‌کنند و برای محکم و ثابت ماندن آن مفتول‌هایی در محل سوراخ (پشت کار) با لحیم جوش داده می‌شود، در این مرحله پرداخت زیور به‌وسیله فرو کردن آن در ترکیب نشادر و شوره برای از بین بردن تیرگی‌هایی که بر اثر حرارت به‌وجود آمده، انجام می‌گیرد.

 


پس از پرداخت، تراش‌کاری تزیینی به‌وسیله مغار بر روی زیور انجام می‌شود. نگین را که معمولا فیروزه یا یاقوت است مطابق سفارش مشتری یا بنابر سلیقه زرگر در جای خود قرار می‌دهند و قسمتی از طلا را که مانند دیواره‌ای است، روی نگین بر می‌گردانند تا در جای خود محکم شود به این نوع برگرداندن اصطلاحا پل می‌گویند.

 


در پایان زیور ساخته شده را درون ظرف مسی که در حال جوشیدن است قرار داده و مقداری پودر شوینده به آن می‌افزایند، سپس  با خاک اره آن را خشک می‌کنند.
انواع زیورآلات مورد استفاده در استان سیستان و بلوچستان:
باهوبند(موزیبری)Bahuband-Muzibri: که به بازو بسته می‌شود و جنس آن از نقره می‌باشد، حالت لوله‌ای شکل دارد که بر سطح آن نقوش ساده همچون ساقه و برگ نقش می‌شود.

 


باریBari : زیوری از طلاست که به لاله گوش متصل می‌شود و از مفتولی به طول تقریبی 7 سانتیمتر که قطر یک طرف آن حدود 4 میلی‌متر و طرف باریک‌تر آن به حدود 2 میلی‌متر می‌رسد، مفتول باریک‌تری در حدود نیم میلی‌متر را به دور باری پیچیده و در جای خود محکم می‌کنند. در بعضی موارد برای زیبایی بیش‌تر زنجیری به آن متصل می‌کنند که به آن بند‌باری گفته می‌شود.
پادیگPadig : برای تزیین پا استفاده می‌شود و به صورت دایره‌ای تو خالی ساخته می‌شود که از دو طرف به هم متصل نیست، درون پادیگ سنگ ریزه ریخته می‌شود، تا در هنگام حرکت به‌صدا در بیاید.
پلک Polok: با اشکال متنوع ساخته می‌شود و محل نصب آن بر دو طرف جلوی بینی می‌باشد و معمولا بعد از ازدواج از پلک استفاده می‌نمایند و بیش‌تر نوع ساده، سبک و مدور آن که با مروارید یا فیروزه (اصطلاحا به آن سبز یا سبزه هم گفته می‌شود) و یاقوت تزیین شده را بر روی بینی نصب می‌کنند.
پلو- پلوهPolo: در جلوی بینی و در نرمه دیواره قایم داخل بینی آویزان می‌گردد. فرم اصلی پلو بدین صورت می‌باشد که، یک شی مجوف به شکل بیضی از طلا که نگینی از جنس فیروزه بر روی آن قرار داده می‌شود و از بالا و پایین؛ نگین توسط بست‌هایی در جای خود محکم می‌شود. در بالای دیواره و نگین مفتولی قرار دارد که انتهای آن خم گردیده و پلو توسط آن به بینی وصل می‌شود.

 



تاسنی Tasni :   نوعی سنجاق سینه می‌باشد که در محلی که دو لبه (زیح) یقه بر روی هم قرار می‌گیرد، به صورت بست وصل می‌شود، برای تزیین تاسنی از سنگ‌های قیمتی نظیر یاقوت، زمرد و فیروزه و تراش‌های زینتی استفاده می‌شود.
تک Tak : نشانی گرد و مسطح است که یک حلقه برای اتصال به زنجیر دارد. زمینه کار به صورت شمسه با گل‌ها دانه تزیین می‌شود.

 


تایدوک Taidok : از جنس طلا و به شکل مکعب مستطیل در اندازه حدودا 27  در 30 میلیم‌ترساخته می‌شود، که روی آن را به‌وسیله حلقه (کد) و دانه‌های طلایی تزیین شده و در وسط بیضی که نگین درشتی در آن تعبیه شده، قرار دارد.  این زیور در ابتدا برای قرار دادن آیات قران و دعا به کار می‌رفته است. اما در حال حاضر به‌عنوان یک زینت و همراه در ((Dor مورد استفاده قرار می‌گیرد. 

 


تعویذ Taviz : به شکل مستطیلی است که دو حجم استوانه‌ای در دو طرف آن حجم مرکزی قرار دارد، حجم و فرم تعویذ بسته به ذوق سازنده و طرح مورد اجرا متغیر می‌باشد. همچنین اندازه آن بر حسب نوع استفاده مشخص می‌گردد، تعویذ را به بازو یا گردن می‌اندازند. در داخل استوانه‌های کناری دعای نوشته شده، را می‌گذارند و توسط دو حلقه کناری به استوانه‌ها با نخ به دور بازو می‌بندند.

 


چلمب Colomb : این زیور از کید آویخته و در کنار گونه قرار می‌گیرد. برا تزیین این زیور از مروارید، یاقوت، فیروزه و گل‌ها دانه استفاده می‌شود. شکل اصلی چلمب نیم‌کره است، در وسط این نیم‌کره یاقوتی درشت قرار دارد و همچنین از قسمت انتهایی لبه نیم‌کره آویزه‌هایی از برگ‌های طلایی، مروارید و فیروزه به‌وسیله حلقه‌هایی به آن متصل شده است.

 


چله انگشتر Celle : جنس چله از نقره می‌باشد که به انگشترهای پرکار و کم کار گفته می‌شود و برای تزیین از نگین استفاده می‌شود و پهنای سطح انگشتر نیز متغیر می‌باشد. برای نگین از فیروزه، عقیق و یاقوت استفاده می‌شود.

 


چوری Curi : نوعی النگو که به فرم دستبند و از طریق کوبیدن در قالب ساخته می‌شود و طول آن از النگو بلندتر است. به‌طوری‌که که طول بعضی آن‌ها 10 سانتی‌متر یا بیشتر می‌باشد که به قسمت‌های دو و یا سه ردیفه تقسیم می‌شوند.  درقسمت اتصال حلقه بست‌هایی وجود دارد که داخل یکدیگر رفته و باعث قفل و بسته شدن دو طرف دیواره استوانه به یکدیگر می‌شود. بست‌های به کار رفته در چوری همانند لولا عمل می‌کند و خود آن‌ها نیز استوانه‌های تو خالی هستند که توسط پین بلندی که از بالا داخل تمامی آن‌ها جای می‌گیرد و پین توسط یک رشته زنجیر به چوری متصل می‌باشد.

 


در Dor : گوشواره‌ای است که در قسمت نرمه گوش آویخته می‌شود. فرم اصلی آن شامل یک نیم کره توخالی است که از مرکز درونی مفتول ضخیمی که به آن جوش داده‌اند بیرون آمده است. طولش به 2 سانتی‌متر می‌رسد که هر چه به انتهای بیرونی آن می‌رسد باریک‌تر می‌شود، در هنگام استفاده مفتول به صورت مارپیچ در پشت گوش پیچیده می‌شود.

 


دندان پاچ Dandan pac : وسیله‌ای است، که علاوه بر تزیین استفاده‌های دیگری نیز دارد و آن را توسط نخ یا زنجیر به گردن می‌آویزند. شکل آن به‌صورت است که به هر ضلع آن حلقه‌هایی متصل شده است. در حلقه‌های دندان پاچ علاوه بر برگ‌هایی که توسط زنجیر به آن متصل می‌شود، وسایلی همچون موچین و خلال دندان آویزان می‌باشد. جنس اصلی دندان پاچ از نقره است و برای تزیین آن از نگین‌های فیروزه استفاده می‌شود.

 


زبادان Zabadan  : حجمی توخالی است که داخل آن مشک و مواد خوش‌بو می‌گذارند و آن را توسط نخ ابریشمی یا زنجیر به گردن می‌آویزند.  فرم ظاهری زبادان بستگی به ذوق سازنده آن دارد و در بعضی موارد برای تزیین آن از نگین یا برگ‌هایی که به زنجیر متصل است استفاده می‌کنند.

 


سربند Sarband : تشکیل شده از قطعات دایره‌ای شکل از جنس نقره به صورت قالبی (به تعداد هفت عدد) که کنار هم به ترتیب روی پارچه تیره‌ای (مشکی یا زرشکی) دوخته می‌شود. لبه پایینی سربند از تعدادی (20 عدد حدودا) تاک(برگ) تشکیل شده که در میان تاک‌ها در مرکز سربند یک شمسه نقره‌ای دوخته می‌شود که برای تزیین آن از نگین (فیروزه یا عقیق استقاده می‌کنند. در بعضی موارد دو شمسه مثلث شکل نقره‌ای به دو سر سربند دوخته می‌شود. سربند بر روی پیشانی قرار گرفته و دو سر پارچه در پشت سر به یکدیگر گره می‌خورند.

 


 سنگه Sange : دستبندی است که فرم ظاهری آن لوله‌ای شکل و به صورت دایره‌های منحنی شده است که دو سر آن از جدا از یکدیگر است. در داخل سنگه، سنگریزه می‌ریزند تا در هنگام حرکت به صدا دربیاید. روی سطح سنگه شیارهایی عمیق وجود دارد که  داخل آن شیارها را توسط قلم فرورفتگی‌هایی ایجاد می‌کنند، تا سطح صاف آن کمی تغییر پیدا کند.

 


سنگه بچگانه Sangeye bace: برای تزیین دست بچه‌ها استفاده می‌شود و به شکل حلقه‌ای بزرگ است که قسمتی از آن باز می‌باشد. به‌صورتی که دو سر حلقه از یکدیگر فاصله دارند. جداره حلقه به‌صورت مفتول ضخیم می‌باشد که توسط چکش بر روی سندان پهن گردیده بر روی دیواره بیرونی حلقه‌هایی جوش داده می‌شود، که به آن تاکوی و برگ متصل است که از به هم خوردن آن‌ها صدا تولید می‌شود. 

 




تاریخ : سه شنبه 5 آذر 1392 | 10:40 ق.ظ | نویسنده : مرتضی اسکندرنژاد | نظرات

  • جستوجوی فایل
  • قالب میهن بلاگ
  • ضایعات